شبکه انديشمندان قم
 
 

 

    Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
    کد خبر : 38408
    تاریخ انتشار : 27 آبان 1392 16:3
    تعداد مشاهدات : 1158

    معنويّت مسيحي(بخش نخست)

    یکی از نیازهای اساسی انسان در دوران های مختلف، نیاز به معنویّت بوده و هست. از این رو، غالب ادیان، مکاتب، مذاهب و تمدّن ها، غیر از توجّه به نیازهای مادی، به نیازهای معنوی نیز توجّه داشته اند.

    چکیده

    یکی از نیازهای اساسی انسان در دوران‌های مختلف، نیاز به معنویّت بوده و هست. از این‌ رو، غالب ادیان، مکاتب، مذاهب و تمدّن‌ها، غیر از توجّه به نیازهای مادی، به نیازهای معنوی نیز توجّه داشته‌اند؛ به گونه‌ای که اگر نظامی این مهم را، آنچنان که شایسته و بایسته است، ارج ننهد، از پایایی و پویایی آن نیز کاسته خواهد شد.

    معنویّت، از جمله واژگان پر کاربردی است که اندیشمندان عصر جدید، به توضیح و تبیین آن همّت گمارده‌اند و هر یک در تعریف آن بیانی متمایز از دیگران دارند. از دیگر سو، عدّه­ای از اندیشمندان درصدد یافتن معنویّت، در درون دین‌های تاریخی و سنّتی هستند و گروه دیگر به مقوله­ی معنویّت، به عنوان مسأله­ای فرادینی نظر می­کنند.

    مقاله­ی حاضر قصد آن دارد که به مقوله­ی معنویّت از منظر درون دینی و به طور خاص از دیدگاه مسیحیّت بپردازد. اندیشمندان مسیحی نیز هر یک از زاویه­ای به مسأله پرداخته­اند و در قالب نظام­های الاهیاتی متعدّد، مسأله­ی معنویّت را مورد دقّت و بررسی قرار داده­اند. نظام­های الاهیاتی چون: الاهیات سیستماتیک،[1] الاهیات تاریخی،[2] الاهیات دفاعی،[3] الاهیات کاربردی[4]و الاهیات انجیلی،[5] نظام­های الاهیاتی رایجی هستند که در هر یک از آنها، تعریفی متمایز و راهکاری ویژه برای رسیدن به معنویّت پیشنهاد شده است.

    نوشته­ی حاضر تلاش دارد از منظر الاهیات انجیلی به معنویّت مسیحی، نظر افکنده و با بررسی کتاب مقدّس، آن را تبیین و نقد نماید.

    معنویّت مسیحی مبتنی بر کتاب مقدّس را از دو منظر کاملاً متمایز می­توان جستجو کرد: نگاه مقدّماتی عمومی و نگاه الاهیاتی. در بخش اوّل به نگاه مقدّماتی عمومی پرداخته و در بخش دوم به نگاه الاهیاتی خواهیم پرداخت. عناصر اساسی شکل دهنده­ی معنویّت در بخش اوّل عبارتند از: الف) «خدای پدر»: خدای قادر و خالق جهان و جهانیان؛ ب) «عیسی مسیح»:کلمه­ی متجسّد خداوند و منجی مصلوب که برخاست و همه در انتظار اویند؛ ج) «روح القدس»: منبع حیاتبخش یا تمام مقدّسات و تطهیر کننده­ها؛ د) «کلیسا»: مشارکتی مقدّس در امور قدسی؛ هـ) «پیروزی نهایی در زندگی جاودان.»

     

    واژه­های­کلیدي

     معنویّت، مسیح، مسیحیّت، روح القدس،کلیسا.

     

    مقدّمه

    اصل واژه­ی معنویّت از واژه­ی لاتین "اس پی ری چو آلی تاس"[6] اخذ شده است؛ که در حقیقت از واژه‌ی یونانی "پ نوما"[7] به معنای "روح" و شکل صفتی آن "پ نوماتیکوس"[8] به معنای "روحانی" گرفته شده است. اوّلین‌بار در نامه­های پولس رسول می‌توان واژه­ی "اس پیریت"[9] و "اس پی ری چوآل"[10] را یافت.

    غالباً تصوّر می­کنند واژه­ی "اس پی ری چو آل" در مقابل "فیزیکال"[11] یا "متریال"[12] است، ولی در حقیقت، معنویّت به معنای "هر چیزی که در تضاد با روحانیّت الاهی است"، قرار می‌گیرد.

    البته معانی و تفاسیر مختلفی از معنویّت شده است که در زیر به برخی از آنها پرداخته خواهد شد.

    معنویت مسیحی،[13] حضور و زندگی در مقابل خداوند و در میان جهان مخلوق است. معنویّت مسیحی، نیایش، عبادت و زندگی در مسیح است. معنویّت، روح انسانی است که به روح القدس متمسّک می­شود، توسّط او حمایت و پشتیبانی می­شود و عاقبت توسّط او تغییر می­یابد. معنویّت، تلاشی برای یکی شدن با مسیح است که به عنوان هدیه­ای از جانب خداوند، به انسان عطا می­شود. معنویّت، انتظار فرا‌ رسیدن حکومت و سلطه­ی پروردگار و نجاتی است که انسان در پی آن است.

    بنابراین، معنویّت مسیحی را می­توان در پنج مسأله که کنار هم قرار می گیرند و یکدیگر را کامل می­کنند، جستجو کرد:

    1. خدای پدر: خدای قادر و خالق جهان و جهانیان؛[14]

    2. عیسی مسیح:کلمه­ی متجسّد خداوند و منجی مصلوب[15] که برخاست و همه در انتظار اویند؛[16]

    3. روح القدس، منبع حیاتبخش یا تمام مقدّسات و تطهیرکننده­ها؛[17]

    4. کلیسا: مشارکتی مقدّس در امور قدسی؛[18]

    5. پیروزی نهایی در زندگی جاودان.[19]

    آنچه در بدو امر در رابطه با معنویّت مسیحی از ذهن خواننده­ی گرامی می­گذرد، ممکن است اظهار معنویّت در قالب نگارش نامه و رساله، انجام اعمال نیکو و کارهای روزانه، عبادات، نیایش­ها، اشعار و سرودهای مذهبی باشد. همچنین ممکن است عده­ای معنویّت را تنها در افراد برجسته و شاخص مسیحی در دوران­های گذشته و یا عصر حاضر جستجو کنند؛ افرادی چون توماس آکویناس قدیس[20] و مادر ترزا.[21] عده­ای نیز از افراد معنوی، انسان­های متدین و مؤمن یا انسان­های متخلّق به اخلاق حمیده و­ دارای فضایل اخلاقی را قصد می‌کنند.

    با توجّه به برداشت­های مختلف افراد از معنویّت، هر یک از مجموعه­های دینی، طریق و روشی را برگزیده و به تبلیغ و تبیین آن می­پردازند. امّا به راستی،کدام یک از این راه­ها برای رسیدن به معنویّت، بر اساس کتاب مقدّس است؟ و متون مقدّس مسیحی کدام‌ یک از این معیارها، طُرُق و ملاک­ها را می­پذیرد؟

     

    آقای جوفری واین رایت،[22] نگارنده­ی مقاله­ای با عنوان"معنویّت مسیحی"،[23] معنویّت مسیحی را از دو منظر مورد بررسی و مطالعه قرار داده است:[24]

    1. دیدگاه مقدّماتی عمومی؛

    2. دیدگاه الهیاتی.

    در مقاله­ی حاضر تلاش شده است ضمن استفاده از ترجمه­ی آزاد مقاله­ای که ذکر آن آمد و بهره­گیری از دیگر متون معتبر مسیحی و به ویژه کتاب مقدّس، در رابطه با دیدگاه اوّل مطالبی را ذکر نموده و به نقد و بررسی آن بپردازیم. بیان دیدگاه دوم و نقد آن نیز، در بخش دوم خواهد آمد. شایان ذکر است که هر دو دیدگاه در قالب مدل پنچ‌گانه­ای که ذکر شد بیان گشته است، تا مقایسه و ارایه­ی نظر پیرامون آن منطقی­تر باشد.

     

    دیدگاه مقدّماتی عمومی

    در دیدگاه اوّلیه­ی معنویّت، که دیدگاه مقدّماتی عمومی است، پنج اصل کلّی به ترتیب بیان می­شود که در زیر توضیح هر یک خواهد  آمد.

     

     

    1. مخلوقات در مقابل خالق[25]

    بر اساس عهد جدید،[26] اوّلین دعوتی که از جانب خداوند صورت پذیرفت و اوّلین وظیفه­ی مخلوقات، عبادت خداوند است:

    " برای آنان حقیقت وجود خدا کاملاً روشن است؛ زیرا خدا وجدان­هایشان را از این حقیقت آگاه ساخته است. انسان از ابتدا، آسمان و زمین و چیزهایی را که خدا آفریده، دیده است و با دیدن آنها می­تواند به وجود خدا و قدرت ابدی او پی ببرد، پس وقتی در روز داوری در حضور خدا می‌ایستد، برای بی‌ایمانی خود هیچ عذر و بهانه­ای ندارد.

    بلی، درست است که مردم این حقایق را می­دانند، امّا هیچ گاه حاضر نیستند به آن اعتراف کنند و خدا را عبادت نمایند و یا حتّی برای برکاتی که هر روز عطا می­کند، او را تشکّر گویند. در عوض، درباره­ی وجود خدا و اراده‌ی او، عقاید احمقانه‌ای ابداع می­کنند. به همین علّت، ذهن نادانشان، تاریک و مغشوش شده است. خود را به دور از خدا، دانا و خردمند می‌پندارند، امّا همگی، نادان و بی خرد شده­اند. آن گاه به جای این که خدای بزرگ و ابدی را بپرستند، بتهایی از چوب و سنگ به شکل انسان فانی، پرندگان، چهارپایان و خزندگان می­سازند.

    بنابراین، خدا نیز ایشان را به حال خود رها کرده تا هر چه می­خواهند بکنند و در آتش شهوات گناه‌آلود خود بسوزند و با بدن‌های خود، مرتکب گناهان شرم‌آور شوند. ایشان به جای این که به حقیقت وجود خدا ایمان بیاورند، عمداً عقاید باطل را پذیرفته­اند و مخلوق خدا را به جای خالقی که تا ابد مورد ستایش است، می­پرستند."[27]

    همچنین بر اساس کتاب مقدّس،[28] اوّلین فرمانی که از جانب خداوند باید مورد توجّه واقع شود، توجّه به سلطه­ی خداوند، حضور او در همه جا و پرستش خداوند است:

    "من خداوندْ خدای تو هستم، همان خدایی که تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد کرد. تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد. هیچ‌گونه بُتی به شکل حیوان یا پرنده یا ماهی برای خود درست مکن. در برابر آنان زانو نزن و آنها را پرستش نکن؛ زیرا من خداوند خدای تو هستم و کسانی را که با من دشمنی کنند، مجازات می­کنم. این مجازات شامل حال فرزندان آنها تا نسل سوم و چهارم نیز می­گردد. امّا بر کسانی که مرا دوست داشته باشند و دستورات مرا پیروی کنند، تا هزار پشت رحمت می­کنم."[29]

    "عیسی به او گفت: دور شو ای شیطان! کتاب مقدّس می­فرماید: فقط خداوند را بپرست و تنها از او اطاعت کن."[30]

    خداوند مقتدر، تمام موجودات عالم را خلق کرده است و او خود، احتیاجات آنان را برآورده می‌سازد. او خداوند توانمندی است که ماهیان دریاها را سیراب می­کند و پرندگان آسمان را خوراک می­رساند. او همان خداوندی است که تمام موجودات عالم را از رحمت بیکران خویش بی‌نیاز می­کند:

    " پس نصیحت من این است که برای خوراک و پوشاک غصّه نخورید. برای همین زندگی و بدنی که دارید شاد باشید. آیا ارزش زندگی و بدن، بیشتر از خوراک و پوشاک نیست؟ به پرندگان نگاه کنید. غصّه ندارند که چه بخورند، نه می‌کارند و نه درو می­کنند، ولی پدر آسمانی شما، خوراک آسمانی آنها را فراهم می­سازد. آیا شما برای خدا خیلی بیشتر از این پرندگان ارزش ندارید؟ آیا غصّه خوردن می‌تواند یک لحظه عمرتان را طولانی­تر کند؟

    چرا برای لباس و پوشاک غصّه می­خورید؟ به گل­های سوسن که در صحرا هستند، نگاه کنید. آنها برای لباس غصّه نمی­خورند. با این حال، به شما می‌گویم که سلیمان هم با تمام شکوه و ثروت خود، هرگز لباسی به زیبایی این گل­های صحرایی نپوشید. پس اگر خدا در فکر گل­هایی است که امروز هستند و فردا از بین می‌روند، چقدر بیشتر در فکر شماست، ای کم ایمانان!"[31]

    آیات این چنینی کتاب مقدّس، دلالت بر آفرینش تمام موجودات توسط خالق عالم و مراقبت و محافظت آنان توسط خداوند می‌نمایند و این همان ارتباط خالق و مخلوق است که در کتاب مقدّس به آن اشاره شده است. مسیحیان معتقدند که این ارتباط، گونه­ای از معنویّت است که در این شکل خود را نشان می­دهد.

    2. مسیح واسطه‌­ی فیض[32]

    عیسی مسیح پیام خداوند را به مردم رساند تا آنان را به سوی خداوند بالا برد. او واسطه­ای بود که با قالب انسانی پسر خدا[33]،[34] بر زمین هبوط کرد تا خدا را در روی زمین به همگان نشان دهد و مردمی را که با خداوند آشنا نیستند با او آشنا سازد.

    مردم نیز اگر بخواهند به خدا نزدیک شوند، باید در تمام افعال و رفتار خود تابع مسیح، فرزند خدا باشند؛ آن چنان که عیسی مسیح نیز خطاب به شاگردان خود و دیگر مردم گفت:

    " اگر کسی از شما بخواهد پیرو من باشد، باید از آرزوها و آسایش خود چشم بپوشد و صلیب خود را بر دوش گیرد و مرا دنبال کند."[35]

    مسیح با شستن پای شاگردانش، به آنان درس فروتنی و تواضع داد و سپس گفت:

    "حال، اگر من که خداوند و استاد شما هستم، پاهای شما را شستم، شما نیز باید پاهای یکدیگر را بشویید. من به شما سرمشقی دادم تا شما نیز همین طور رفتار کنید."[36]

    او اصول تربیتی و اخلاقی را به مردم آموخت. او درس محبّت و دوست داشتن را نیز به شاگردانش آموخت و از آنان خواست که آنان نیز به یکدیگر محبّت کنند و یکدیگر را دوست بدارند:

    " پس حال، دستوری تازه به شما می‌دهم؛ یکدیگر را دوست بدارید، همان‌گونه که من شما را دوست می­دارم."[37]

     

    مسیح، نه تنها همگان را به پیروی از خود، که در موارد بسیاری مردم و شاگردانش را به پیروی از خداوند راهنمایی می­کند و از آنان می­خواهد که در تحمّل مشکلات و سختی­ها استوار باشند:

    "همچنان که یک کودک عزیز از رفتار پدرش تقلید می‌کند، شما نیز در هر امری از خدا سرمشق بگیرید."[38]

    از این رو، بر اساس اعتقاد مسیحیان، اگر کسی بخواهد پیرو راستین مسیح باشد، نه تنها در شیوه­ی زندگی خود و اعمال و رفتارش باید پیرو عیسی مسیح باشد، بلکه حتّی باید در مرگ مسیح بر روی صلیب و همچنین برخاستن مجدّد او،[39] از مسیح تبعیّت کند، امّا چگونه انسان می­تواند در مرگ و رستاخیز مسیح او را پیروی کند؟

    پولس رسول در نامه­ی خود به مسیحیان روم این مسأله را به خوبی روشن کرده است:

    " خوب، اکنون چه باید کرد؟ آیا باید به زندگی گذشته و گناه‌آلود خود ادامه دهیم تا خدا نیز لطف و بخشش بیشتری به ما نشان دهد؟

    هرگز! مگر نمی­دانید که وقتی به مسیح ایمان آوردیم و غسل تعمید گرفتیم، جزیی از وجود پاک او شدیم و با مرگ او، طبیعت گناه­آلود ما نیز مُرد؟ پس، حال که قدرت گناه در ما نابود شده است، چگونه می­توانیم باز به زندگی گناه­آلود سابق خود ادامه دهیم؟

    هنگامی که مسیح مُرد، طبیعت کهنه­ی ما هم که گناه را دوست می­داشت، با او در آب تعمید دفن شد. و زمانی که خدای پدر با قدرت پر جلال خود، مسیح را به زندگی بازگرداند، ما نیز در آن زندگی تازه و عالی، شریک شدیم."[40]

    مسیحیان برای سلطه­ی خداوند دست به دعا و نیایش بر می­دارند، آنان برای نجات و رهایی خویش نیز پروردگار را می­ستایند. مسیحیان با عیسی مسیح همنوا شده و در برابر پروردگار، چون او، سرود نیایش   را زمزمه می‌کنند؛ همان سرودی که مسیح به آنان تعلیم فرموده بود.[41]

    بنابراین، مسیحیان با توسّل و تمسّک جستن به مسیح، ارتباط معنوی پیدا می‌کنند؛ چراکه مسیح به عنوان یکی از اقانیم سه‌گانه،[42]جایگاه ویژه‌ای در معنویت مسیحی دارد.

     

    3. روح القدسِ تطهیر کننده[43]

    چه چیز باعث پیوند دادن مردم با خداوند می‌شود؟

    هنگامی که مسیح به عنوان فرزند خدا، پیام رحمت و محبّت خداوند را به مردم می‌رساند، چه چیز باعث می­شود تا مردم به گناهان خویش اعتراف کرده و به سوی خداوند باز گردند؟

    در اینجاست که بر اساس آموزه­های مسیحی، جایگاه سومین شخص از اقانیم ثلاثه، یعنی روح القدس،[44] مشخّص می‌گردد:

    " امّا اکنون به کسانی بر می خورید که ادعا می‌کنند از جانب روح خدا برایتان پیغامی دارند، چگونه می‌توان دانست که آیا ایشان واقعاً از جانب خدا الهام یافته­اند؟ یا این که فریبکارند؟

    راهش این است: کسی که تحت قدرت روح خدا سخن می­گوید، هرگز نمی­تواند عیسی را لعنت کند. هیچ کس نیز نمی­تواند با تمام وجود عیسی را خداوند بخواند، جز این که روح القدس این حقیقت را بر او آشکار ساخته باشد."[45]

    روح القدس نه تنها میان انسان­ها و خداوند وساطت می­کند، بلکه به آنان کمک می­کند تا بتوانند با دعا و نیایش و انجام امور اخلاقی و افعال پسندیده و با ایمان کامل به مسیح، به سوی نجات کامل رهنمون شوند:

    "به این وسیله، یعنی به وسیله­ی ایمان ما، روح خدا ما را در مشکلات زندگی و در دعاهایمان یاری می­دهد؛ زیرا ما حتّی نمی­دانیم چگونه و برای چه دعا کنیم. امّا روح خدا با چنان احساس عمیقی از جانب ما دعا می‌کند که با کلمات قابل توصیف نیست. و خدا که از دل ما با خبر است، می­داند که روح القدس چه می­گوید؛ زیرا آنچه که او به جای ما دعا می­کند، طبق خواست خداست."[46]

    اگر به واسطه­ی روح القدس، نجات شامل حال یک مسیحی شود، آن گاه مقام او از مرتبه­ی بنده­ای که با هول و هراس خدا را پرستش  می‌کند، بسیار فراتر رفته و به مقام فرزندی خدا نایل می­شود، آنچنان که مسیح نیز در عالی‌ترین مقام، یعنی فرزندی خدا قرار داشت:[47]

    "پس همچون برده‌ها، رفتارمان آمیخته با ترس و لرز نباشد، بلکه مانند فرزندان خدا رفتار نماییم؛ فرزندانی که به عضویت خانواده­ی خدا پذیرفته شده­اند و خدا را پدر خود می­خوانند؛ زیرا  روح خدا در عمق وجود ما، به ما می­گوید که ما فرزندان خدا هستیم."[48]

     

     

    بر اساس اعتقاد پولس رسول،[49]سه هدیه­ی ماندگار روح القدس، ایمان، امید و محبّت است:

    "پس سه چیز همیشه باقی خواهد ماند: ایمان، امید و محبّت، امّا از همه‌ی اینها بزرگ­تر، محبّت است."[50]

    هنگامی که عشق الهی سراسر وجود انسان مؤمن مسیحی را فرا گرفت و در قلب او مستقر شد، ثمرات این عشق در زندگی انسان، خود را نمایان می­کند.

     

    عشق،[51] شادی و نشاط معنوی،[52] صلح و آرامش،[53] صبر،[54] مهربانی،[55] احسان،[56] صداقت،[57] نجابت[58] و کنترل نفس،[59]جملگی از ثمرات عشق به خداوند است که از طریق روح القدس در شخص مومن ایجاد شده و زندگی او را ثمربخش نموده و او را شبیه عیسی مسیح می­نماید:

    "امّا ما مسیحیان نقابی بر صورت خود نداریم و همچون آیینه­ای روشن و شفاف، جلال خداوند را منعکس می­کنیم و در اثر کاری که خداوند یعنی روح القدس در وجودمان انجام می­دهد، با جلالی روزافزون، به تدریج، شبیه او می­شویم."[60]

    اگر روح القدس در زندگی یک فرد مسیحی راه یابد، اشعار، سرودها و نغمه­های الهی را بر زبانش جاری می‌کند و وجود او مملو از روح القدس می­شود:

    " از مستی بپرهیزید؛ زیرا مستی انسان را به راه­های زشت می­کشاند، در عوض، از روح خدا پر شوید، با یکدیگر درباره­ی خدا گفتگو کنید و سروده­های پرستشی و مزامیر برای یکدیگر  بخوانید و در دل خود برای خداوند، آهنگ بسازید و بسرایید."[61]

     

    4. آیین عشای ربّانی قدّیسان[62]

    هر مسیحی پس از ایمان به خدای خالق، عیسی مسیح و روح القدس، مورد قبول و رضایت خداوند واقع می­شود و این ایمان، او را تا مقام قدّیسی[63] بالا می­برد؛ چرا که به راستی او مورد تکریم خداوند واقع شده و مقدّس می­شود:

    "بعضی از شما در گذشته، چنین زندگی گناه­آلودی داشتید، امّا اکنون گناهانتان شسته شده و شما وقف خدا و مورد پسند او شده­اید، و این در اثر کار خداوند ما، عیسی، و قدرت روح القدس میسّر شده است."[64]

    چنین افرادی نه تنها در زمان حیات خود منشأ فیض هستند، بلکه پس از مرگشان نیز یاد و خاطره‌ی آنان در ذهن­ها باقی خواهد ماند و همگان به شفاعت و وساطت آنان نیازمندند.

    در آیین عشای ربّانی، مریم مقدّس، مادر عیسی مسیح، جایگاه  ویژه­ای دارد تا آنجا که در مراسم کاتولیک غرب، با گفتن اذکار مقدّسی که با تسبیح صورت می­گیرد، ارتباطی میان مریم مقدّس و فرزندش عیسی مسیح برقرار می­گردد. این ارتباط در سه دسته از اسرار پنج‌گانه­ی زیر تقسیم‌بندی می­شود.

    اسرار پنج گانه­ی مسرّت بخش:[65]

    1. عید تبشیر،[66]روز بیست و پنجم مارس، که مسیحیان آن را عید می­گیرند؛

    2. عیادت و دیدار مسیحیان؛[67]

    3. تولّد دوباره‌ي مسیح؛[68]

    4. معرّفی مسیح؛[69]

    5. یافتن مسیح در پرستشگاه.[70]

    اسرار پنج‌گانه­ی اندوهناک:[71]

    1. عذاب‌ها و مصیبت­هایی که مسیح متحمّل شد؛[72]

    2. تازیانه بر مسیح؛[73]

    3. تاج خار بر سر مسیح نهادن؛[74]

    4. حمل صلیب شهادت؛[75]

    5. تصلیب.[76]

    اسرار پنج گانه­ی شکوهمند:[77]

    1. رستاخیز مسیح؛[78]

    2. صعود مسیح؛[79]

    3. عید پنجاهه (عید گلریزان)؛[80]

    4. صعود مریم به آسمان؛[81]

    5. تاج­گذاری.[82]

    قدّیسان و مؤمنان غالباً از طرفداران این اعتقاد بوده اند، ولی پروتستان­ها به جهت جلوگیری از برخی خرافات، خود را از بسیاری از اعتقادات قدیسان مبرّا می شمرند.

    5. زندگی در سلطنت الهی[83]

    مسیحیان بر این باورند که زندگی کنونی، با هدف نهایی خداوند احاطه شده است. آنان با انتظار چهار شیء جاودان (مرگ، قیامت، بهشت و دوزخ) زندگی می­کنند.

    امید و آرزوی آنان در توکّل به خداوند و بازخرید گناهان و نجات آنان توسط عیسی مسیح است. مسیحیان بر رحمت الهی تکیه دارند و البتّه این رحمت از طریق رستاخیز عیسی به آنان می­رسد. آنان معتقدند که انسان­ها به واسطه­ی کارهایی که توسط جسم خود انجام                 داده­اند، خوب یا بد، در مقابل مسیح ایستاده، مورد تشویق یا تنبیه واقع می­شوند:

    "زیرا همه‌ی ما در حضور مسیح خواهیم ایستاد تا محاکمه شویم، هر یک از ما، نتیجه­ی اعمالی را که در این زندگی انجام داده است، خواهد دید؛ چه نیک، چه بد."[84]

    مشارکت در سلطنت الهی و زندگی در آن به معنای عبادت کردن، روزه گرفتن، ملاقات حضوری خداوند و انجام تمام اموری است که باعث نشان دادن عظمت، جلال و شکوه پروردگار است.

    این نگاه نه تنها چشم انداز شایسته­ای از آینده را برای ما ترسیم می­کند، بلکه به انسان امید می­بخشد تا مشکلات و نابسامانی­های این دنیا را نیز به راحتی پشت سرگذارد. دیگر برای او هیچ مسأله­ی بغرنج و غیر قابل حلّی وجود ندارد؛ زیرا در همه چیز، قدرت و عظمت خداوند را مشاهده می­کند. در این هنگام است که دیگر در زندگی او تاریکی و ابهام وجود ندارد و نور خدا، او را فرا می­گیرد:

    "مسأله­ی دیگری که ما را به انجام اعمال نیک ترغیب می­کند، این است که وقت به سرعت می‌گذرد و عمر ما به پایان می­رسد. پس بیدار شوید؛ زیرا الآن وقت بازگشت خداوند نزدیک­تر است از آن زمانی که ایمان آوردیم. شب به پایان خود رسیده و روز نزدیک است. بنابراین، اعمال گناه‌آلود تاریکی را کنار زده، در نور خدا زندگی پاک و مقدّسی را در پیش گیرید؛ زیرا این وظیفه­ی ماست   که در نور زندگی کنیم. آنچه می کنید با شایستگی باشد... تمام وجودتان از آن مسیح باشد، به دنبال هوس­های جسم نروید."[85]

     

    نتیجه

    در بخش پایانی مقاله، بیان چند نکته به عنوان نتیجه‌گیری لازم به نظر می­آید.

    اوّل: اصل معنویّت، اصلی است که در ادیان مختلف به آن پرداخته شده و در مسیحیّت، به ویژه در سال­های اخیر، توجّه بیشتری به آن مبذول شده است؛ چرا که در زیست‌گاه غالب مسیحیان دنیا در صد سال اخیر، فرقه‌ها و نحله­های بسیاری پا به عرصه­ی حیات گذاشته­اند و مسیحیّت برای دفاع از آموزه­های خویش، سعی بر شناخت و بیان معنویّت مسیحی نموده است.  

    دوم: همان­گونه که مشاهده گردید، کلیه­ی مطالعاتی که در حوزه­ی الهیات انجیلی صورت می­پذیرد، مبتنی بر کتاب مقدّس است. از این­ رو، اثبات حجیّت کتاب مقدّس اوّلین مسأله برای آغاز بحث است. بنابر این، اگر حجیّت کتاب مقدّس مخدوش گردد- که هیچ دلیلی هم بر اثبات آن، غیر از کلیسا وجود ندارد و کلیسا خود نیز، حجیّت خود را از کتاب مقدّس گرفته است و این مسأله بر دَوری آشکار دلالت دارد و طبق نظر تمام منطقیون، دَور مصرّح، باطل و بدون اعتبار است- تمام مباحثی که ذکر آن گذشت، خالی از اعتبار و حجّیت تلقّی شده و دیگر نمی­توان به آنها استناد کرد.

    سوم: تقریباً بسیاری از مباحثی که ذکر آن گذشت، بر تصلیب عیسی مسیح و کشته شدن او استوار است. حال، اگر ثابت شود که مسیح زنده است و شخص دیگری که شبیه مسیح بوده است، به قتل رسیده- آنچنان که مسلمانان بر این عقیده‌اند- دیگر وجهی برای استدلال به مباحثی که بیان شد باقی نمی‌ماند.

    چهارم: آخرین نکته این­که، با وجود اشکالات بسیاری که بر مسیحیّت وارد است و انحرافات، بدعت­ها و اعوجاجاتی که در این دین وارد شده است، هنوز هم نیاز بسیاری به مسأله­ی معنویّت احساس می­شود، از این­رو، اندیشمندان معاصر مسیحی در صدد تعریف­های درون و برون دینی بسیاری در این حوزه برآمده و راهکارهای متعدّدی را نیز ارایه نموده‌اند، که برخی از آنها به صورت مشترک در ادیان دیگر نیز وجود دارد. بنابراین، شناخت این راهکارها می‌تواند گامی ارزنده در راستای تفاهم، آشنایی با مشترکات، و در نهایت، استفاده از راهکارهای مناسب و آزموده شده در دیگر ادیان، فرهنگ­ها و تمدّن­ها باشد.

     

    ادامه دارد.

     

     

     

     

     

     

     

    منابع

    الف) فارسی

    1.   ترجمه­ی تفسیری کتاب مقدّس، انگلستان، 1995.م.

    2.  کلام الله مجید، ترجمه: الهی قمشه‌ای، مهدی.

    3.  گریدی، جوان، اُ، مسیحیّت و بدعت­ها، ترجمه: سلیمانی اردستانی، عبدالرّحیم، قم: مؤسّسه­ی فرهنگی طه، 1377. ش.

    4.  ناس، جان بی، تاریخ جامع ادیان، ترجمه: حکمت، علی اصغر، تهران: انتشارات آموزش اسلامی، 1370.ش.

    5.  هیوم، رابرت ای، ادیان زنده­ی جهان، ترجمه: گواهی، عبدالرّحیم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1373.ش.

     

    ب) انگلیسی

    1. Eliade, Mircea ,1987,The Encyclopedia of Religion, New York: Macmillan Publishing Company.

    2. Fitzmyer, Joseph, A. 1998,Pauline Theology, Edinburgh and Philadelphia.

    Yves, Locoste, Jean. 2005, Christian Theology, New York: Rutledge.



    1-Systematic Theology.

    2-Historical Theology.

    3-Apologetic Theology.

    4-Practical Theology.

    5-Biblical Theology.

    [6]-Spiritualitas.

    [7]-Pneuma.

    [8]-Pneumatikos.

    [9]-Spirit.

    [10]-Spiritual.

    [11]-Physical.

    [12]-Material.

    [13]-Christian Spirituality.

    [14]-God, the Father, the Almighty, universal Creator.

    [15]- مسیحیان بر این عقیده هستند که عیسی مسیح بر روی صلیب به شهادت رسید. از این رو، بر اساس اعتقاد آنان، به یاد آوردن یاد و خاطره‌ی آن واقعه­ی غم‌انگیز و ارتباط برقرارکردن با مسیح مصلوب، به انسان مؤمن مسیحی معنویّت می­بخشد. ما مسلمانان معتقدیم که حضرت عیسی مسیح، در زمان حیات خویش نیز بارها به مساله­ی صلیب شهادت اشاره کرده بود، و این نه بدان معناست که او بر روی صلیب به شهادت رسیده است، بلکه نشانگر آمادگی او برای شهادت است؛ آنچنان که تمام  انبیای الهی آماده­ی فداکردن جان خود در راه رضای خدا بودند.

    عیسی مسیح به نقل از متی می­گوید: " اگر نخواهید صلیب خود را بردارید و از من پیروی کنید، لایق من نمی­باشید." [متی،38:10].

    همچنین مسیح به نقل از مرقس می­گوید: "اگر کسی از شما بخواهد پیرو من باشد، باید از آرزوها و آسایش خود چشم بپوشد و صلیب خود را بر دوش گیرد و مرا دنبال کند. هر که به خاطر من و به خاطر پیام نجات بخش انجیل حاضر باشد جانش را فدا کند، آن را نجات خواهد داد، ولی هر که تلاش کند جانش را حفظ نماید، آن را از دست خواهد داد." [مرقس، 8 : 34- 35].

    لوقا نیز از عیسی مسیح این گونه بیان می­کند: "هر که می­خواهد پیرو من باشد، باید مرا از پدر و مادر، زن و فرزند، برادر و خواهر و حتّی از جان خود نیز بیشتر دوست بدارد. هر که صلیب خود را بر ندارد و به دنبال من نیاید، نمی­تواند شاگرد من باشد." [لوقا،14: 25 - 27].

    [16]-Jesus Christ, the incarnate word, the crucified Savoir, the risen and expected Lord.

    1-The Holy Spirit, the vivifying source or all sanctification.

    [18]-The Church, the faithful company sharing in holy things.

    [19]-The final triumph of eternal life.

    [20]-Saint Tomas Aquinas.

    [21]-Mother Teresa.

    [22]-Geoffrey Wainwright.

    Christian Spirituality.-2

    See The Encyclopedia of Religion, Mircea Eliade, Vol. 3, P: 452.-3

    1-Creatures before Creator.

    2- عهد جدید، بخش دوم کتاب مقدّس است که مشتمل بر بیست و هفت کتاب می­باشد، مجموعه­ای مشتمل بر چهار بخش، در بردارنده­ی چهار انجیل به روایت متی، لوقا، مرقس و یوحنا، و بخش­های «اعمال رسولان»، «نامه­های رسولان» و «مکاشفه» است. 

    1- رومیان، 1: 19- 25.

    2-کتاب مقدّس مشتمل بر دو بخش عهد قدیم و عهد جدید است و مجموعه­ی کامل آن، کتاب مقدّس مسیحیان به حساب می­آید. مجموع کتاب­های عهدین، 66 کتاب است که 39 کتاب آن مربوط به  عهد عتیق و 27 کتاب آن مربوط به  عهد جدید است.

    3- سفر خروج، 20: 2- 6.

    4- متی، 4: 10.

    1- همان، 6: 25-30.

    [32]-Christ the Mediator.

    [33]-Son of God.

    3- عیسی مسیح نزد مسیحیان جایگاهی الهی دارد، ولی آیات بسیاری در کتاب مقدّس نیز وجود دارند که دلالت بر طبیعت انسانی عیسی می‌نمایند، از آن جمله موارد زیر است:

    1- «او دارای تبار‌شناسی انسانی است» [متی،1:1]   

    2- تولّد و طفولیت او:

    «مریم در رحم، او را حمل می­کند»[متی،20:1]؛ «تولّد انسانی او» [لوقا، 1:2]؛ «در روز هشتم ختنه  می­شود».    [لوقا، 2:2]؛ «در کودکی به دیدار معبد می­رود» [لوقا، 41:2]؛ «مانند دیگران رشد کرد» [لوقا، 52:2].

    3- درد و رنج، مرگ و مراسم تدفین:

    «عرق‌های شبیه به خون او در باغ بر زمین می­چکد» [لوقا، 44:22]؛ «مرگ بر صلیب» [یوحنا، 33:19]؛ «خون و آب از پهلوی او بر زمین آمد» [یوحنا،34:19]؛ «بدن از صلیب پایین آورده شد» [لوقا،53:23]؛ «جسد مهیّای خاکسپاری شد و در قبر گذاشته شد» [یوحنا، 39:19]؛ «از کفن برای تکفین عیسی استفاده شد» [یوحنا 6:20].

    4- رستاخیز و صعود عیسی:

    «رستاخیز او در یکشنبه عید پاک» [متی، 28:1]؛ «ظهورهای (تجلّی­های) او در طول چهل روز» [اعمال رسولان، 20:1]؛ «بدن او هنوز هم بدن انسانی است.» [لوقا، 4:24]؛ «صعود او به آسمان» [لوقا،50:24].

    5- او دارای ویژگی­های انسانی بود:

    «می­توان او را لمس­کرد» ­[مرقس، 27:5]؛«گرسنه ­شد» [متی،­18:21]؛«تشنه­­ شد» [یوحنا،­28:19]؛ «خسته­ شد.» [یوحنا،6:4]؛ «نیازمند خواب می­شد» [مرقس4 : 38]؛ «مهربانی و دلسوزی به مردم نشان می­داد» [متی 39:9]؛ «خشم و غضب از خود نشان می­داد» [یوحنا 13:2]؛ «اوگریست» [لوقا 41:19]

    6- به طبیعت انسانی او به طور مشخّص اشاره شده است:

    «او انسان شد.» [یوحنا، 14:1]؛ «او در انسانیّت با ما شریک شد» [عبرانیان، 14:2]؛ «او در همه چیز جز گناه شبیه ماست.» [عبرانیان، 17:2]؛ «ما باید در نظر داشته باشیم که عیسی با قالب جسم انسانی آمد». [نامه­ی دوم یوحنا، 7].

    1- مرقس، 34:8.

    2- یوحنا، 14:13- 15.

    3- یوحنا، 34:13.

    1- افسسیان، 1:5، ر.ک: فیلیپیان، 2 و اوّل پطرس 21:2.

    2- مسیحیان معتقد به مرگ مسیح بر روی صلیب هستند و همچنین اعتقاد دارند که مسیح برای نجات انسان­ها و بخشش گناهان آنان بر روی صلیب رفت و پس از مرگ، رستاخیز خود را در این عالم داشت، امّا نگاه قرآن با اعتقاد مسیحیان و بسیاری از مکتوبات کتاب مقدّس،کاملاً  ناسازگار است.

    آنچه در پی می‌آید نگاه قرآن به مسیح است:

    خداوند خلقت عیسی 7را همچون جدّ بزرگ و بزرگوارش حضرت آدم 7دانسته [آل عمران/ 59] و او را روح الله [نساء/ 171]، کلمه‌ی خداوند که به مریم القا شد [آل عمران/ 45] و نام او را مسیح، عیسی بن مریم بر می‌شمرد [آل عمران/ 45]. نام عیسی7در زمره‌ی دیگر انبیا و رسولان الهی [نساء/ 171و صف/ 6] ذکر شده [انعام/ 85] که خداوند از آنان پیمان گرفت  [احزاب/ 7] که دین الهی را اقامه نمایند [شوری/ 13]. عیسی در کودکی در گهواره تکلّم می­کند [مائده /110]. او قول حق است [مریم/ 34] که از جانب خداوند با کتاب مقدّس انجیل که هدایت و نور است و تصدیق کننده­ی تورات و موعظه برای متقین برای هدایت بشر آمد [حدید/ 27]. از آنجا که او در زمره­ی دیگر انبیای الهی قرار دارد [بقره/ 136]، با تصدیق شریعت موسی [صف/ 6] و بشارت به پیامبری که بعد از او می‌آید و نامش احمد است [صف/ 6]، مبعوث به رسالت شد.

    خداوند با روح القدس، عیسی7را مورد تأیید خویش قرار داده [بقره/ 87]، به او کتاب، حکمت، تورات و انجیل را آموزش داده [مائده /110] و او را با بینّات [زخرف/ 63] و معجزاتی چون: سخن گفتن در گهواره، دمیدن در مجسّمه­ی گِلی و حرکت پرنده به اذن پرودگار، شفای کور مادرزاد و بیماران به اذن پرودگار، جان بخشیدن به مردگان به اذن پرودگار و نجات او از چنگال ستم  بنی‌اسراییل توسط خداوند به سوی مردم فرستاد [مائده /110]؛ و او را در دنیا و آخرت وجیه، مورد اعتماد و از بندگان مقرّب پرودگار قرار داد [آل عمران/ 45]. عیسی مسیح همیشه بنده­ی خدا بود و هیچ‌گاه از عبودیّت استنکاف نکرد [نساء/ 172]. یاران او نیز که به حواریّون لقب یافتند، مورد اعتماد عیسی بوده و در سختی­ها یار و یاور او بودند [صف /14]. آنان از عیسی برای اطمینان قلبشان تقاضای مائده­ی آسمانی کردند [مائده/ 112] و این درخواست توسّط عیسی از خداوند صورت پذیرفت [مائده/ 114] و خداوند نیز دعای عیسی را بی‌پاسخ نگذاشته و مائده را به سوی آنان فرو فرستاده به شرط این که آنان در ایمان خویش ثابت قدم باقی بمانند [مائده 115].

    خداوند، مسیحیان را نزدیک­ترین افراد به مسلمانان می­داند [مائده/ 82]، ولی در برخی آیات هم بدان جهت که آنان در دین غلّوکرده [نساء/171]، برای خداوند فرزند قایل شده [مائده/ 72]،  خود و مسیح [توبه/ 29] را فرزندان خدا دانسته [مائده/ 17]، مسیح و مادرش را عبادت می­کنند و عیسی را مصلوب و مقتول می­خوانند، آنان را مورد عتاب و نکوهش قرار می­دهد [مائده/ 72]  و لبه­ی تیز  نکوهش نیز متوجّه اَحبار، رُهبانان و رهبران مسیحیّت است [توبه/30]. این افراد، نه تنها مورد نکوهش خداوندند، بلکه عیسی نیز آنها را مورد لعنت قرار می­دهد [مائده/ 78].  خداوند در قرآن جایگاه ویژه‌ای برای انبیا قایل است و آنان را سفیران و رُسل خویش می‌خواند [انعام/ 85]. انبیای الهی، جملگی، وظیفه­ی دعوت خلق به سوی خدا را بر عهده دارند  [احزاب/ 7]. از این رو، آن گاه که عیسی از سخنان مردم، استشمام کفر و عدم اقرار به ایمان  کرد، از آنان پرسید: )مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ( و آنان در پاسخ، خود را یاران خدا خواندند [صف/ 14].

    1- رومیان، 6؛ ر.ک:کولسیان، 2: 12 و 3؛ یوحنا، 24:12و 5:3.

    2- ر.ک: یوحنا، 17.

    [42]-Three Persons.

    [43]-The Sanctifying Spirit.

    [44]-Holy Spirit.

    2- اوّل قرنتیان، 3:12.

    3- رومیان، 8: 26-27.

    1- ما مسلمانان معتقدیم که مقام عبودیّت، بالاترین و عالی‌ترین مقام نزد خداوند است؛ چراکه فلسفه­ی خلقت را عبودیّت می‌دانیم: ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾؛ «و ما جن و انس را مگر برای عبادت نیافریدیم» [ذاریات/ 56]. مراد از عبودیّت، مقامی است که در آن  مقام، اطاعت و عبادت پروردگار، از روی ترس، دلهره و اضطراب نباشد؛ اطمینان قلبی بر انسان مومن، سیطره انداخته و تنها به حضرت حق می­اندیشد. او بر اثر بندگی و عبودیّت به این مقام رسیده  است.

    بر اساس گفته­ی پولس، عالی­ترین مقام برای انسان، فرزندی خداست که عیسی مسیح به آن مقام نایل آمد. از این رو، او می­گوید: «چون بردگان که از ترس ارباب خود، او را اطاعت می‌کنند، شما خدا را عبادت نکنید.» بنابراین، شاید بتوان گفت که آنچه در تعابیر اسلامی و  مسیحی، مشترک  است و باعث کمال انسان می­شود، چیزی جز عبادت و اطاعت با نشاط  معنوی، نیست؛ در اسلام، این مقام با عبودیّت، شناخته می‌شود و در مسیحیّت با فرزندی  خداوند. به همین جهت است که در اسلام، حضرت رسول اکرم 6به عالی­ترین مقام، یعنی عبودیّت نایل آمد و مسیح   نیز بر اساس اعتقاد مسیحیان به عالی­ترین مقام، یعنی فرزند خواندگی خدا نایل آمد.

    2- رومیان، 8: 16- 15 و ر.ک: غلاطیان، 4:6.

    1- پولس یکی از یهودیان مخالف عیسی مسیح بود که در زمان حضور مسیح، هیچ‌گاه به او نگروید و تازه مسیحیان را مورد شکنجه و آزار بسیار قرار داد. او حدود ده سال پس از عیسی مسیح به مسیحیّت پیوست. از این­رو، مسیح‌شناسی و الهیاتی که او ارایه می­کند با مسیح‌شناسی که توسط اناجیل همنوا ارایه می‌شود، کاملاً متفاوت است. سه انجیل مرقس، لوقا و متی را که دارای محتوایی بسیار نزدیک هستند و نجات انسان را در گرو عمل به آموزه­های عهد عتیق می‌شمرند،" اناجیل همنوا یا مشابه" گویند. ولی انجیل یوحنا، نامه­های او و نامه­های  پولس را که دارای محتوایی جدا از  آموزه­های مسیح می‌باشند و به­جای تأ کید بیشتر بر انجام عمل، به محبّت و ایمان بدون عمل برای نجات انسان اشاره می­کنند،" اناجیل غیر همنوا" گویند.

    عیسی سه شأن ولایت تکوینی، زعامت دینی و رهبری اجتماعی را به پطرس حواری داده است. وعیسی، پطرس را به عنوان رهبر یهودیان و غیر یهودیان انتخاب کرده است، امّا پولس که از حواریّون هم نمی­باشد، معتقد است که بشارت یهودیان به عهده­ی پطرس است و بشارت غیر یهودیان به عهده‌ي پولس می‌باشد.

    به عقیده‌ی نویسنده‌ی کتاب "مسیحیّت و بدعت‌ها" این جدایی را که پولس عامل اصلی آن است، می­توان اوّلین شقاق و جدایی میان مسیحیان در خط سیر سیاسی- اجتماعی برشمرد. از این­رو، گروه مسیحیان یهودی الاصل که پیروان پطرس و حواریون بودند، "راست کیش" و گروه دیگر که رهبری آن با پولس بود، "بدعت‌گذار" نامیده می‌شوند. گروه نخست پس از سال هفتاد میلادی، کم اهمیّت گردیدند و آخرین بازماندگان آنها در قرن چهارم میلادی از بین رفتند. پس، آنچه از مسیحیّت باقی مانده، از گروه دوم، یعنی گروه طرفداران اندیشه‌های پولس  است [ر.ک: جوان، ا. گریدی، مسیحیّت و بدعت­ها، ترجمه: سلیمانی اردستانی، عبدالرّحیم،  ص20].

    2- اوّل قرنتیان، 13:13.

    [51]-Love.

    [52]-Joy.

    [53]-Peace.

    [54]-Patience.

    [55]-Kindness.

    [56]-Goodness.

    [57]-Faithfulness.

    [58]-Gentleness.

    [59]-Self control.

    10- دوم قرنتیان، 3:18.

    1- افسسیان 5:18- 19.

    [62]-The Communion of the Saints.

    [63]-Saint.

    4- اوّل قرنتیان، 6: 11 ؛ ر.ک: رومیان، 1: 7 و اوّل پطرس، 2: 4-10.

    [65]-The five joyful mysteries.

    [66]-The Annunciation.

    [67]-The visitation.

    [68]-The nativity.

    [69]-The presentation.

    [70]-Finding of Christ in the Temple.

    [71]-The five sorrowful mysteries.

    [72]-The Agony.

    [73]-The scourging.

    [74]-The crowning with thorns.

    [75]-The carrying of the cross.

    [76]-Crucifixion.

    [77]-The five glorious mysteries.

    [78]-The Resurrection.

    [79]-The Ascension.

    [80]-Pentecost.

    [81]-Mary's Assumption.

    [82]-Coronation.

    [83]-Life in the Divine Kingdom.

    1- دوم قرنتیان، 5 : 10.

    1- رومیان، 13: 11-14.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :