شبکه انديشمندان قم
 
 

 

    Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
    کد خبر : 25724
    تاریخ انتشار : 3 اردیبهشت 1392 12:17
    تعداد مشاهدات : 3397

    کارکرد مفهومی واژه "سبت" در قرآن و عهدین

    روز سبت و اصحاب سبت دو مساله ای هستند که در عهدین و قرآن به آن پرداخته شده است. واژه ی "سبت" در حداقل سه زبان عبری، عربی و آرامی، که از زبانهای اصلی کتب مقدس یهودیان، مسلمانان و مسیحیان می باشند، استعمال شده است. آیا این استعمال در معنای حقیقی و لغوی آن است؟


    مقدمه

    روز سبت و اصحاب سبت دو مساله ای هستند که در عهدین و قرآن به آن پرداخته شده است. واژه ی "سبت" در حداقل سه زبان عبری، عربی و آرامی، که از زبانهای اصلی کتب مقدس یهودیان، مسلمانان و مسیحیان می باشند، استعمال شده است. آیا این استعمال در معنای حقیقی و لغوی آن است؟ و یا آنچه در قرآن و عهدین به کار رفته، استعمال لفظ در معنای مجازی یا سمبلیک است؟ از دیگر سو آیا تفاوتی میان کاربرد این واژه در قرآن، عهد عتیق و عهد جدید با یکدیگر، وجود دارد؟ ویا در کتب مقدس، واژه "سبت" به شکلی واحد و در معنایی واحد به کار رفته است؟

    مفسران قرآن و کتاب مقدس در این باره کاملا اتفاق نظر ندارند. از اینرو پژوهش پیش رو در صدد است تا ضمن واکاوی کاربردهای متعدد واژه "سبت" در قرآن و عهدین و شناسایی مواردی که از این واژه و مشتقات آن در قرآن و عهدین استفاده شده است، موارد اشتراک، را شناسایی و موارد اختلافی میان قرآن و عهدین نیز بیان نماید؛ تا از این رهگذر ضمن آشنایی بیشتر با استعمال واژه، شناخت موارد اتفاق و افتراق، کاربردهای متنوع آن در قرآن و عهدین نیز مورد دقت و بررسی قرار گیرد.

     

    1. 1.      سبت در لغت

    "راغب بیان می دارد که سبت به معنای قطع، بريدن آمده است. «سبت الشى‏ء: قطعه» وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً[1]. راغب گويد يعنى خواب را بريدن عمل قرار داديم. ناگفته نماند سبات در آيه آرامش و استراحت است و آن نوعى قطع عمل است يعنى خوابتان را براى شما آرامش قرار داديم چنانكه فرموده جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ[2]. در صحاح از جمله معانى سبت گفته سكون و آرامش در شب همان خواب و يا خواب قسمتى از آنست. «السبت الراحة ... و السبات النوم و اصله الراحة» در نهج البلاغه خطبه 219 آمده «فَكَانَّهُمْ فِى ارْتِجالِ الصِّفَةِ صَرْعى سُباتٍ» و در خطبه 222 فرموده «نعوذ باللّه من سبات العقل» در اين دو جمله ظاهرا مراد از سبات خواب است و آن مغاير با معناى اوّلى نيست كه خواب قطع فعّاليت ظاهرى است ولى در آيه شريفه بايد راحتى و آرامش معنى كرد."[3]

    دایره المعارف بزرگ اسلامی در رابطه با ریشه کلمه "سبت" از نظر زبان شناسی گوید:

    "واژة سبت‌ كه‌ در زبان‌ عربى‌ به‌ معناي‌ دست‌ كشيدن‌ از كار و استراحت‌ كردن‌ است‌، از زبانهاي‌ كهن‌ سامى‌ وام‌ گرفته‌ شده‌ است‌.[4] پژوهشگران‌ در پى‌ جستن‌ ريشه ی اين‌ كلمه‌، با توجه‌ به‌ ريشه ی «شبت»، خاستگاه‌ آن‌ را در زبانهاي‌ آشوري‌ (شباتو) آرامى‌ و سريانى‌ (شبتا) و عبري‌ باستان‌ (شابت) باز جسته‌اند. بر اين‌ مبنا و با تحقيقات‌ زبان‌ شناختى‌ و تاريخى‌، بيشتر محققان‌ بر آنند كه‌ اين‌ واژه‌ از زبان‌ آرامى‌ و شايد عبري‌ به‌ زبان‌ عربى‌ وارد شده‌ است.گفتنى‌ است‌ كه‌ واژة سبت‌ از ديرباز در ميان‌ عبرانيان‌، افزون‌ بر استعمال‌ معمول‌ آن‌ به‌ مفهوم‌ لغوي‌، به‌ معنى‌ روز شنبه‌، و با واژة «عِرِب» به‌ معناي‌ شب‌ِ روز سبت‌ (شب‌ِ شنبه‌) به‌ كار مى‌رفته‌ است."[5]

    در کتاب عهد عتیق و عهد جدید نیز، سبت به معنای توقف کار و تلاش و استراحت کردن خداوند پس از آفرینش انسان در شش روز آمده است.[6] در بسیاری از بخشهای عهدین، روز سبت، روزی برای عبادت و بندگی خدا و دست فرو شستن از کار و اشتغالات دنیا نیز به کار رفته است.[7] 

    در دیگر کتب لغت نیز در رابطه با واژه سبت به تفصیل سخن رانده اند.[8] بر اساس آنچه از مجموع معانی ذکر شده حاصل می شود می توان دریافت که واژه سبت در زبان عربی و همین طور آرامی و عبری به معنای دست از کار کشیدن و استراحت کردن است و این معنای مشترکی است که تقریبا در تمام معانی ذکر شده در کتب لغت به آن اشاره شده است.

     

    1. 2.      سبت در عهد عتیق

    در عهد عتیق در بخشهای متعددی در رابطه با واژه سبت سخن رفته است. روز سبت به عنوان روزی مقدس در ابتدای خلقت، توسط خداوند، برای استراحت اختصاص یافت.[9] از اینرو این روز برای عبادت پروردگار و توقف هر گونه کاری در نظر گرفته می شود.[10] یهودیان نیز به این سنت دیرین تا به امروز مقید مانده اند و غالب آنان این سنت موسوی را پاس می دارند.[11] اگرچه بر اساس کتاب مقدس یهودیان موظف به پاسداشت این نشانه بزرگ میثاق الاهی هستند، ولی برخی از آنها هم در روز شنبه، پیمان الاهی را شکستند و به دنبال کار و جمع آوری روزی کردند، که بر اساس عهد عتیق، مستحق مرگ می باشند.[12]

    2.1.           سبت روز استراحت خداوند

    در عهد عتیق به وضوح این مساله بیان شده است که خداوند پس از آفرینش زمین و آسمان و آنچه در آن است، دست از کار کشید و استراحت کرد. به همین جهت است که یهودیان باید در روز سبت دست از کار کشیده و به خدا تاسی کنند.

    "به این ترتیب آسمانها و زمین و هر چه در آنها بود، تکمیل گردید. با فرارسیدن روز هفتم، خدا کار آفرینش را تمام کرده، دست از کار کشید. خدا روز هفتم را برکت داده، آن را مقدس اعلام فرمود، زیرا روزی بود که خدا پس از پایان کار آفرینش، آرام گرفت."[13]

    البته در اینجا سئوالاتی مطرح می شود که آیا منظور از آفرینش آسمان و زمین در شش روز، همان روزهای بیست و چهار ساعته است؟ و یا منظور از استراحت برای خداوند یا کار کردن او چه مفهومی دارد؟ که اندیشمندان یهودی در توضیح و تبیین آن به پاسخهایی اشاره نموده اند. مانند اینکه منظور از روز در اینجا دوره است و یا مراد از کار و استراحت خداوند نگاه سمبلیک و نمادین به مساله است. یعنی خداوند در صدد بیان الگویی برای زندگی انسان است که در آن زندگی ایده آل، حتما باید زمانی برای کار و زمانی برای استراحت و عبادت در نظر گرفته شود.[14]  اگرچه این توضیحات می تواند انسان معاصر را برای پذیرش عقلانی نصوص مقدس یاری رساند ولی آنچه حایز اهمیت است اینکه آیا ما مجاز هستیم برای تفهیم وقابل درک نمودنِ نصوص دشوار و غامض کتاب مقدس از هر گونه توجیه استفاده کنیم تا آن را برای مخاطب عقل محور، قابل فهم جلوه دهیم؟! و یا تفسیرها و توجیهات ما باید مبتنی بر اصولی باشد؟ چراکه اگر ملاک و شاخص ما تنها محوریت عقلِ تحلیل گر و جزیی باشد آنگاه مجبور خواهیم شد در هر زمان، تفسیری جدید و منطبق با ذهن بشرِ عصری داشته باشیم که در بسیاری از مواقع نیز با نگاه شارع مقدس منطبق نیست اگرچه به مزاج خواننده متن مقدس خوشایند است!

    پر واضح است که تفسیر بر اساس مقتضیاتِ زمان و مکانِ جامعه بر خلاف تفسیر به مذاقِ خواننده است. که در جای خویش بیان شده است.[15]

    2.2.           بیان داستان سبت

    "قوم اسراییل از ایلیم کوچ کردند و به صحرای سین که بین ایلیم و کوه سینا بود رفتند. روزی که به آنجا رسیدند، روز پانزدهم ماه دوم بعد از خروج ایشان از مصر بود. در آنجا بنی اسراییل باز از موسی و هارون گله کرده گفتند: ای کاش در مصر می ماندیمو همانجا خداوند ما را می کشت. آنجا در کنار دیگهای گوشت می نشستیم و هر قدر می خواستیم می خوردیم. اما حالا در این بیابان سوزان که شما، ما را به آن کشانیده اید، بزودی از گرسنگی خواهیم مرد."[16]

    خداوند همانند قبل، بنی اسراییل را تنها نگذاشت و برای آنان از آسمان "منّ"[17] و بلدرچین فرستاد. بنی اسراییل از آنها می خوردند و بسیار خشنود بودند. هر روز صبح که از خواب بر می خاستند، غذای آنها آماده بود و هر یک حق داشتند به ازای هر نفر یک عومر[18] غذا بردارند.[19]

    "روز جمعه، قوم اسراییل دو برابر نان جمع کردند، یعنی برای هر نفر بجای یک عومر، دو عومر. آنگاه بزرگان بنی اسراییل آمدند و این را به موسی گفتند. موسی به ایشان گفت: خدوند فرموده که فردا روز استراحت و عبادت است. هر قدر خوراک لازم دارید امروز بپزید و مقداری از آن را برای فردا که سبت مقدس خداوند است، نگهدارید."[20]

    برخی از بنی اسراییل به فرمان خدا گردن ننهادند و روز هفتم نیز برای جمع آوری غذا به بیرون رفتند، اما هر چه گشتند چیزی نیافتند. خداوند به موسی گفت: این قوم تو تا کی می خواهند نافرمانی کنند مگر نمی دانند که من روز ششم، خوراک دو روز را به آنها می دهم و روز هفتم را که شنبه باشد، روز استراحت و عبادت معین کردم.[21]

    موسی پیام خدا را به مردم رساند و به آنان گفت ظرفی بیابید و در آن به اندازه یک عومر منّ بریزید و آنرا در پیشگاه خدا بگذارید تا آیندگان بنی اسراییل آنرا ببینند. پس هارون چنین کرد و بعدها این ظرف، در صندوق عهد نهاده شد.[22]

    2.3.           سبت چهارمین فرمان مقدس

    بر اساس عهد عتیق خداوند در کوه با موسی سخن گفت و ده فرمان[23].  را بر او نازل فرمود. چهارمین فرمان از فرامین مقدس خداوند در باره روز سبت است.

    "روز سبت را به یاد داشته باش و آن را مقدس بدار . در هفته شش روز کار کن ولی در روز هفتم که سبت خداوند است، هیچ کار نکن، نه خودت، نه پسرت، نه دخترت، نه غلامت، نه کنیزت، نه مهمانانت و نه چهارپایانت."[24]

    برخی از متفکران یهودی معتقدند که کار نکردن در روز شنبه فقط مربوط به انسانهای آزاد می شود و غلامان، کنیزان و چهارپایان را شامل نمی شود؛ زیرا اگر آنان نیز کار نکنند، جامعه دچار مشکل می شود. از اینرو همیشه باید عده ای باشند تا کار کنند و عده دیگر مشغول عبادت شوند.[25] 

    اگرچه این کلام معقول و منطقی به نظر می رسد ولی آنچه در عهد عتیق آمده کاملا متفاوت با آن است.

    2.4.           روز عبادت و جلال پروردگار

    "در روز سبت نیز که هفتمین روز هفته می باشد، قوم باید برای عبادت من جمع شوند. در هر جا که ساکن باشند، باید در این روز دست از کار کشیده، استراحت کنند."[26]

    توجه به عبادت و مشخص نمودن روز ویژه ای برای عبادت پروردگار مساله ای است که در آیات متعددی از عهد عتیق به آن اشاره شده است. روز خاص عبادت پروردگار روز سبت یا شنبه می باشد.

    پاسداشت این روز عظیم  و تجلیل آن نیز وظیفه دیگری است که خداوند بر عهده بنی اسراییل نهاده است. خداوند به آنان وعده می دهد که اگر روز سبت را پاس بدارید و آن را محترم و مقدس شمرید و از هواهای نفسانی خود تبعیت ننموده و فقط او را عبادت و اطاعت کنند، در آن هنگام شادی خداوند نصیب آنان خواهد شد و آنان همانند یعقوب جدشان پیروز و سربلند خواهند شد.[27]

    2.5.           نشانه ای برای میثاق با پروردگار

    "در هفته فقط شش روز کار کنید و روز هفتم که روز مقدس خداوند است، استراحت نمایید. این قانون، عهدی جاودانی است و رعایت آن برای بنی اسراییل نسل اندر نسل واجب است. این نشانه همیشگی آن عهدی است که من با بنی اسراییل بسته ام، چون من در شش روز زمین و آسمان را آفریدم و در روز هفتم استراحت کردم."[28]

    در این فراز از عهد عتیق نیز به وضوح به میثاق خداوند با بنی اسراییل اشاره می شود. عهد و میثاق خداوند با بنی اسراییل هر هفته در روز سبت یادآوری می شود، تا همیشه در یاد و خاطر آنان بماند و همیشه این روز بزرگ، گرامی داشته شود.

    نشانه و علامت بودن روز سبت میان خداوند و بنی اسراییل در بخشهای بسیاری از عهد عتیق آمده است.

    "و روز سبت را به ایشان دادم تا در هفته یک روز استراحت کنند. این علامتی بود بین من و ایشان، تا به یاد آورند که این من هستم که ایشان را تقدیس و جدا کرده، قوم خود ساخته ام."[29]

    ارزش روز سبت و میثاقی که در این روز شکل می گیرد، برای خداوند آنقدر بالاست که خداوند به هر کس از هر قوم غیر یهودی که او را دوست داشته باشد و حرمت سبت را نگه دارد، وعده داده است که آنان هم می توانند به کوه مقدس بیایند و در خانه عبادت شاد باشند و قربانی ها و هدایای خود را به خدا تقدیم کنند. چراکه این میثاقی عظیم با خداست و خانه ی عبادت خدا، خانه ی عبادت همه قومها می باشد.[30]   

    2.6.           روز استراحت و توقف کار و تلاش

    روز سبت روز توقف کار و تلاش و روز عبادت پروردگار است. خداوند به موسی فرمان می دهد که تمام قوم بنی اسراییل را از این فرمان خدا مطلع کند. خداوند به یاد آنان می آورد زمانی را که در مصر در زیر ستم و رنج بودند و خداوند آنان را نجات داد، پس اکنون همان خدا به آنان فرمان می دهد که در روز سبت دست از کار کشیده و به عبادت او مشغول شوند. این حکم تنها به زنان و مردان آزاد مربوط نمی شود بلکه تمام انسانهای آزاد و برده، کوچک و بزرگ و حتی مهمانان و چهارپایان را هم شامل می شود.[31]

    2.7.           روز قربانی و اجتماع مقدس

    در روز سبت علاوه بر قربانی سوختنی روزانه و هدیه نوشیدنی آن، دو بره بی عیب یکساله نیز قربانی شود. با این قربانی باید هدیه آردی که شامل دو کیلو آرد مخلوط با روغن است، و هدیه نوشیدنی آن تقدیم شود.[32]

    علاوه بر اینکه روز سبت، قربانی ویژه ای دارد که با دیگر روزها متفاوت است؛ روز عبادت دسته جمعی و همگانی نیز می باشد. خداوند همگان را دعوت می کند تا برای عبادت او در خانه عبادت جمع شوند و اجتماع مقدس عبادت را شکل دهند.[33]

     

     

    2.8.           نافرمانی و عصیان بنی اسراییل

    اگرچه خداوند بارها به پاسداشت روز سبت اشاره می کند ولی برخی از بنی اسراییل، فرمان خدا را بر نتافتند و نافرمانی و عصیان را پیشه خود نمودند. که خداوند به داستان آنان در بخشهای متعددی از کتاب مقدس اشاره می کند.[34]

    خداوند در بخش دیگری از عهد عتیق، کسانی که آرزوی تمام شدن روز سبت را دارند تا سریع تر به کسب و کار خویش مشغول شوند، مخاطب قرار داده به آنان می گوید: من این کارهای شما را فراموش نخواهم کرد. سرزمین اسراییل به لرزه خواهد افتاد و تمام قوم ماتم خواهند گرفت. جشنهای شما به مجلس عزا و ترانه های شاد شما را به مرثیه مبدل خواهم کرد.آنوقت لباس عزا پوشیده، سرهایتان را به علامت سوگواری خواهید تراشید، چنانکه گویی یگانه پسرتان مرده است. آن روز روز بسیار تلخی خواهد بود.[35]

    2.9.           مجازات بی حرمتی به سبت

    "پس در روز سبت استراحت و عبادت کنید، چون روز مقدسی است. آنکه از این آیین سرپیچی نماید و در این روز کار کند باید کشته شود."[36]

    در کتاب نحمیا نیز آمده است که دروازه های شهر اورشلیم باید از غروب جمعه تا غروب شنبه بسته باشد و هیچکس حق ندارد تجارت کند و یا جنسی را برای فروش به شهر بیاورد. همچنین نگهبانانی بر دروازه شهر گماشته می شوند تا این قانون الاهی را به همگان گوشزد نموده و کسانی که از آن تبعیت نکنند، مستحق مجازات و برخورد با زور هستند.[37]

    اگرچه برخی از یهودیان در روز شنبه کار می کردند ولی آنان را به قتل نرساندند، چراکه بر اساس نظر اندیشمندان یهودی، اینگونه احکام، نشانگر جایگاه والای احکام الاهی و لزوم رعایت حرمت آنهاست.[38]

     

    1. 3.       سبت در عهد جدید

    در سنت مسیحی که مبتنی بر شریعت موسی و پیامبران پیشین است نیز، روز سبت، روز توقف کار و تلاش و روز استراحت به حساب می آید. تنها تفاوتی که در اینجا نسبت به عهد عتیق مشهود است، حضور عیسای ناصری و حاکمیت او بر تمام قوانین است.[39] اگرچه قوانین پیامبران سابق نیز دارای احترام است ولی در عهد جدید، پیمان جدید خداوند با بشر از طریق فرزند و نماینده خدا صورت می پذیرد. بنابر این مسیح فوق قانون است و سخنان او به مثابه قوانین جدید الاهی هستند. از اینروست که در مقام تعارض قوانین عهد عتیق با سخنان مسیح، آنچه اولویت می یابد، کلام مسیح است.

    نکته حائز اهمیت دیگر اینکه بر اساس گزارش عهد جدید، عیسی مسیح و مسیحیان اولیه، در کنیسه های یهودیان در همان روزهای شنبه حضور می یافتند و به عبادت پروردگار مشغول می شدند.[40]

    همچنین بر اساس عهد جدید، تفاسیر سمبلیک که در عهد قدیم به آن کمتر پرداخته شده است، شکل می گیرد و از بسیاری از اعمال مسیح یا انبیای الاهی تفاسیری سمبلیک و نمادین ارایه می شود.[41]

     

     

    3.1.           روز همیشگی عبادت خداوند

    عیسی مسیح برای عبادت، ارشاد و هدایت مردم، هیچ گاه دست از کار تبلیغی خویش نمی کشید. ایشان همیشه و در همه حال مشغول تبلیغ و هدایت گری بود. او در روزهای شنبه نیز در کنیسه های یهودیان حاضر می شد و به کار تبلیغی خویش می پرداخت.[42]

    این سنت مسیح، به شاگردان او نیز منتقل گشت و آنان نیز برای انجام تکلیف الاهی و وظیفه خطیر تبلیغ روزهای شنبه به طور مرتب در کنیسه ها حاضر می شدند و مشغول امر تبلیغ می شدند.[43]

    3.2.           روز عبادت مسیحیان در کلیسای اولیه

    برخی از مسیحیان در زمانی که هنوز کلیساهای خویش را بنا نکرده بودند، در روز سبت در میان کنیسه های یهودیان حاضر می شدند و در آنجا به عبادت و گاهی اوقات ترویج و تبلیغ مسیحیت می پرداختند.

    برنابا و پولس در سفر تبلیغی خود در روز سبت برای پرستش خداوند به کنیسه یهود وارد شدند، وقتی قرائت تورات و کتاب پیامبران تمام شد، روسای کنیسه به آنان گفتند: برادران اگر پیام آموزنده ای برای ما دارید بفرمایید. پس پولس شروع به سخنرانی کرد و داستان مسیح و تصلیب او را برای یهودیان بیان نمود و در جلسه اول مورد استقبال شدید آنان نیز واقع شد ولی در جلسات بعدی او را نپذیرفتند.[44]  

    3.3.           سبت برای بشر

    این سئوال بسیاری از اوقات ذهن بشر را درگیر می کند که آیا قوانین شریعت برای انسان و انتفاع او به وجود آمدند؟ و یا بر عکس، بشر به وجود آمد تا قوانین شریعت را انجام دهد؟

    مسیح معتقد است که روز سبت برای استراحت انسان به وجود آمد، نه انسان برای روز سبت.[45] از اینرو بر همگان وظیفه است که از مسیح تبعیت کنند چراکه اوست که وضع قانون می کند و نماینده و فرزند خدا بر زمین است. پس هیچ کس حق ندارد به بهانه عمل به قانون در برابر مسیح که خود، قانون گذار است بایستد. بنابر این مسیح بر این عقیده است که قانون برای بشر است، و نه بشر برای قانون.

    3.4.           شفای بیمار در سبت

    "در کفرناحوم عیسی بار دیگر به کنیسه رفت و در آنجا مردی را دید که دستش از کار افتاده بود، آن روز شنبه بود؛ به همین دلیل مخالفانش مواظب بودند تا اگر آن مرد را در آن روز شفا بخشد، این موضوع را بهانه ای قرار دهند و او را متهم کنند به اینکه دستورات مذهبی را زیر پا می گذارد. عیسی از آن مرد خواست تا در مقابل همه بایستد. سپس رو به مخالفانش کرد و فرمود: به نظر شما روز شنبه برای چیست؟ برای خوبی کردن است یا بدی کردن؟ برای نجات دادن جان است یا برای هلاک ساختن آن؟ هیچ کس حرفی نزد."[46] 

    در ادامه، مسیح که از سکوت حاضران به خشم آمده بود، اشاره ای به مرد کرد و او دستش را دراز کرد و سپس بلادرنگ مسیح او را شفا داد. همانگونه که مشاهده می شود شفای بیمار را نیز می توان در روز شنبه انجام داد و این موضوعی است که توسط مسیح به نقل اناجیل در روز سبت صورت گرفته است.[47]

     

     

     

    3.5.           مسیح صاحب اختیار سبت

    اگرچه بر اساس تعالیم یهودی، کار کردن در روز شنبه حرام است و این مساله در عهد جدید هم مورد اشاره قرار گرفته است؛ اما بر اساس تعالیم عهد جدید، فرزند خداوند پا به عرصه حیات گذاشته و او از جانب خداوند ماذون است که قوانین الاهی را هم بنا به صلاحدید تغییر دهد.

    روزی عیسی با شاگردانش در حال عبور از مزارع گندم است و شاگردان گرسنه او شروع به چیدن و خوردن خوشه های گندم کردند، عده ای از فریسیان یهودی آنان را از این کار منع کردند که چرا شما حرمت سبت را نگه نمی دارید و در روز سبت کار کرده و به خوردن مشغول هستید؟ مسیح در پاسخ آنان به فعل داود پادشاه استناد کرد و گفت: مگر شما در کتاب آسمانی نخوانده اید که وقتی داود پادشاه و دوستانش گرسنه بودند، چه کردند؟ ایشان وارد خانه خدا شدند و نان مقدس را که فقط کاهنان اجازه خوردن آن را داشتند، خوردند. کار ایشان نیز قانون شکنی بود.[48]

    عیسی مسیح در ادامه گوید:

    "آیا در تورات موسی نخوانده اید که چه طورکاهنانی که در خانه خدا هستند اجازه دارند که در روز تعطیل شنبه نیز کار کنند؟ اما اینک کسی اینجاست که از خانه خدا هم مهمتر است." [49]  "چون من، یعنی مسیح، صاحب اختیار روز شنبه نیز می باشم."[50]

    بنا بر نقل مرقس نیز، مسیح گوید:

    "من صاحب اختیار روز شنبه هستم و اختیار دارم بگویم مردم در روزهای شنبه چه باید بکنند و چه نباید بکنند."[51]

    3.6.           سبت با نگاهی سمبلیک

    در عهد جدید در برخی موارد نگاه سمبلیک به موضوعات و مسایل وجود دارد. این نگاه غالبا توسط پولس رسول و شاگردان او بیان می شود.

    به عنوان مثال ایشان به شرط رسیدن به آرامش را ایمان به خداوند بیان می دارد و در توضیح آن بیان می دارد: فقط ما که به خدا ایمان داریم ، می توانیم به آرامش خدا دسترسی پیدا کنیم... زیرا در کتاب آسمانی نوشته شده که خدا در روز هفتم آفرینش، هنگامی که همه چیز را آفریده بود، به استراحت پرداخت و آرمید.[52]

    همان گونه که مشاهده می شود، آرامش انسان در گرو ایمان به خداوند است زیرا خداوند اولین بار استراحت نمود و اوست که منبع آرامش است پس اگر کسی به غیر او دل بندد، هیچ گاه به آرامش واقعی دست نخواهد یافت. این سخن، کلامی از سر ذوق و سلیقه است و در بدو امر زیبا به نظر می آید چرا که از استحسانات عقلیه است اما با پذیرش این مطلب مشکلات کلامی بسیاری را باید پاسخ گفت. سئوالاتی چون: چگونه خدا استراحت می کند؟ هنگام استراحت خداوند چه کسی را به جهانداری و جهانبانی می گمارد؟ آیا خداوند با استراحت کردن، کیفی (حالتی نفسانی) بر او عارض نمی شود که در شان مقام ربوبی نیست و سئوالات فلسفی و اعتقادی بسیاری که فلاسفه و متکلمین باید آنها را پاسخ گویند.

    از اینروست که پولس و بسیاری از اندیشمندان معاصر مسیحی به جای پاسخ به سئوالاتی از این دست، به تفسیر سمبلیک روی آورده و به تمام موضوع نگاهی مجازگونه می افکند.

    پولس در ادامه آیات می گوید:

    "اما این فرصت جدید برای آرامش که خدا وعده اش را می دهد، در سرزمین کنعان تحقق نمی یابد، زیرا یوشع قوم اسراییل را قبلا وارد آن سرزمین کرده بود. اگر منظور خدا همان سرزمین کنعان بود، بعد از مدتهای طولانی "امروز" را برای ورود به این آرامش تعیین نمی کرد. از این امر پی می بریم که فرصتی برای استراحت و آرامش کامل، در محلی انتظار قوم خدا یعنی ما را می کشد؛ و مسیح قبلا وارد این محل شده است. او اکنون در آنجاست و استراحت می کند، همانگونه که خدا بعد از آفرینش استراحت نمود."[53]

    پولس در این آیات نیز نگاه مجازگونه دیگری به مساله می افکند و معتقد است برای رسیدن به آرامشِ مطلق، باید همانند مسیح زیست و به او ملحق شد تا به آرامش کامل و ابدی دست یافت.

     

     

    4. سبت در قرآن

    در قرآن کریم در هفت سوره به ریشه "سبت" اشاره شده است. از میان سوره هایی که ریشه "سبت" در آنها آمده است، در دو مورد (فرقان، 47 و نبأ، 9) تنها اشاره به معنای لغوی "سبت" شده است و در پنج مورد باقیمانده یعنی آیات (بقره، 65؛ نساء، 47؛ نساء، 154؛ اعراف، 163؛ نحل، 124) به مساله اصحاب سبت اشاره شده است. از میان آیاتی که به مساله اصحاب سبت پرداخته اند، می توان پنج موضوع اصلی را بر شمرد که در زیر به آنها اشاره شده است. در دو آیه اول نیز که به ریشه سبت در قرآن اشاره شده است، می توان مفهوم فراغت از کار و دست کشیدن از کار و استراحت کردن را به خوبی فهمید. با توجه به آنچه گذشت به شش موضوع زیر اشاره می شود.

     

    4.1.           معنای لغوی سبت در قرآن

    در آیات (فرقان، 47و نبأ، 9) که در زیر به آنها اشاره شده است، اگرچه نامی از "سبت" به میان نیامده است ولی  به معنا و مفهوم آن اشاره دارد.

    آیه اول:

    "وَ هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الَّيْلَ لِبَاسًا وَ النَّوْمَ سُبَاتًا وَ جَعَلَ النهَّارَ نُشُورًا: او است كه شب را پوشش براى شما كرد و خواب را مايه آسايش شما قرار داد و روز را براى برخاستن و جنب و جوش مجدد شما قرار داد."[54]

    آیت الله مکارم شیرازی در توضیح کلمه سبت می گوید:

    ""سبات" در لغت از ماده" سبت" (بر وزن وقت) به معنى قطع نمودن است، سپس به معنى تعطيل كردن كار به منظور استراحت آمده، و اينكه "روز شنبه" را در لغت عرب" يوم السبت" مى‏نامند به خاطر آنست كه نامگذارى آن از برنامه يهود گرفته شده چرا كه روز شنبه، روز تعطيلى آنها بود."[55]

    آیه دوم:

    "وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً: و خواب را براى شما مايه قوام حيات و استراحت قرار داديم".[56]

    علامه طباطبایی نیز با تکیه بر معنای واژه "سبت"، در تفسیر آیه فوق می فرماید:

    "كلمه" سبات" به معناى راحتى و فراغت است، چون خوابيدن باعث آرامش و تجديد قواى حيوانى و بدنى مى‏شود، و خستگى ناشى از بيدارى و تصرفات نفس در بدن از بين مى‏رود. بعضى گفته‏اند: كلمه"سبات" به معناى قطع است، و اگر خواب را قطع خوانده، بدين جهت بوده كه در خواب تصرفات نفس در بدن قطع مى‏شود. اين وجه هم نزديك به همان وجه قبلى است. بعضى ديگر گفته‏اند:"سبات" به معناى مرگ است."[57]

    4.2.           بیان داستان اصحاب سبت

    قرآن به سرنوشت و سرگذشت عبرت‏انگيز اصحاب سبت اشاره می کند. نکته حایز اهمیت اینکه خداوند به پیامبر اسلام (ص) می گوید از یهودیان زمان خود اگرچه در آن زمان حضور نداشتند، درباره داستان اصحاب سبت سئوال کن يعنى اين خاطره را به وسيله سؤال در ذهن آنان مجسم ساز، تا از آن پند گيرند، و از سركشى و كيفرى كه در انتظار سركشان است بپرهيزند.

    "وَ سْلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتىِ كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فىِ السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَ يَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ  لَا تَأْتِيهِمْ  كَذَالِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ: ايشان را از دهكده‏اى كه نزديك دريا بود بپرس، چون به حرمت شنبه تعدى كردند چون ماهى‏هايشان روز شنبه دسته دسته سوى ايشان مى‏آمدند، و روزى كه شنبه نمى‏گرفتند نمى‏آمدند، بدينسان به سزاى آن عصيان كه مى‏كردند مبتلايشان مى‏كرديم."[58]

    نویسنده تفسیر نمونه سرگذشت اصحاب سبت را این چنین بیان می کند.

    "اين سرگذشت، چنان كه در روايات اسلامى به آن اشاره شده مربوط به جمعى از بنى اسرائيل است كه در ساحل يكى از درياها (ظاهرا درياى احمر بوده كه در كنار سرزمين فلسطين قرار دارد) در بندرى بنام"ايله" (كه امروز بنام بندر ايلات معروف مى‏باشد) زندگى مى‏كردند و از طرف خداوند به عنوان آزمايش و امتحان دستورى به آنها داده شد و آن اينكه صيد ماهى را در آن روز تعطيل كنند اما آنها با آن دستور مخالفت كردند و گرفتار مجازات دردناكى شدند زيرا روز شنبه تعطيل آنها بود و وظيفه داشتند، دست از كار و كسب و صيد ماهى بكشند و به مراسم عبادت آن روز بپردازند، اما آنها اين دستور را زير پا گذاردند."[59]

    "بديهى است جمعيتى كه در كنار دريا زندگى مى‏كنند، قسمت مهمى از تغذيه و درآمدشان از طريق صيد ماهى است، و گويا به خاطر تعطيل مستمرى كه قبلا در روز شنبه در ميان آنها معمول بود، ماهيان در آن روز احساس امنيت از نظر صيادان مى‏كردند و دسته دسته به روى آب ظاهر مى‏شدند، اما در روزهاى ديگر كه صيادان در تعقيب آنها بودند در اعماق آب فرو مى‏رفتند! اين موضوع خواه جنبه طبيعى داشته، و يا يك جنبه فوق العاده و الهى، وسيله‏اى بود براى امتحان و آزمايش اين جمعيت."[60]

    در این آیه علاوه بر اشاره بر سرگذشت این گروه از بنی اسراییل به نکاتی دیگری هم ضمنا اشاره شده است. نکاتی چون:

    • تعطیلی روز شنبه
    • عدم مجوز کار کردن در روز شنبه برای بنی اسراییل
    • پرداختن به عبادت در روز شنبه
    • حضور فراوان ماهیان بر روی آب در روز شنبه و وسوسه شدن بنی اسراییل
    • فسق و تعدی بنی اسراییل در این آزمایش الاهی

    آیت الله مکارم شیرازی در بیان کیفیت مواجهه بنی اسراییل با این جریان، آنان را به سه قسمت تقسیم کرده می گوید:

    "هنگامى كه اين جمعيت از بنى اسرائيل در برابر اين آزمايش بزرگ كه با زندگى آنان كاملا آميخته بود قرار گرفتند، به سه گروه تقسيم شدند:

    " گروه اول" كه اكثريت را تشكيل مى‏دادند، به مخالفت با اين فرمان الهى برخاستند.

    " گروه دوم" كه قاعدتا اقليت كوچكى بودند، در برابر گروه اول به وظيفه امر به معروف و نهى از منكر قيام كردند.

    " گروه سوم"، ساكتان و بى‏طرفان بودند، كه نه همگامى با گناهكاران داشتند و نه وظيفه نهى از منكر را انجام مى‏دادند."[61]

    4.3.           عدم عصیان و تعدی در سبت

    در آیه زیر خداوند به میثاقی که با بنی اسراییل دارد اشاره نموده و به آنان گوشزد می کند که تعدی و تجاوز در سبت روا ندارند؛ چراکه روز شنبه برای عبادت پروردگار است و کار کردن در آن روز ممنوعیت داشته و تعدی و عصیان در مقابل خداوند به حساب می آید.

    َ رَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَ قُلْنَا لهَمُ ادْخُلُواْ الْبَابَ سجُّدًا وَ قُلْنَا لهَمْ لَا تَعْدُواْ فىِ السَّبْتِ وَ أَخَذْنَا مِنهْم مِّيثَاقًا غَلِيظًا: و به مقتضاى پيمانى كه داده بودند كوه طور را بر بالاى آنان بلند كرديم و به آنان گفتيم از اين دروازه سجده‏كنان داخل شويد و نيز دستورشان داديم كه فرمان مربوط به شنبه را تمرد مكنيد و از آنان پيمانى سخت گرفتيم."[62]

     

     

    4.4.           مسخ اصحاب سبت

    "وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْاْ مِنكُمْ فىِ السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئينَ: آنها را كه از شما در روز شنبه تعدى كردند بدانستيد كه ما بايشان گفتيم: بوزينگان مطرود شويد."[63]

    "خداوند به يهود دستور داده بود، روز" شنبه" را تعطيل كنند، گروهى از آنان كه در كنار دريا مى‏زيستند به عنوان آزمايش دستور يافتند از دريا در آن روز ماهى نگيرند، ولى از قضا روزهاى شنبه كه مى‏شد، ماهيان فراوانى بر صفحه آب ظاهر مى‏شدند، آنها به فكر حيله‏گرى افتادند و با يك نوع كلاه شرعى روز شنبه از آب ماهى گرفتند، خداوند آنان را به جرم اين نافرمانى مجازات كرد و چهره‏شان را از صورت انسان به حيوان دگرگون ساخت".[64]

    علامه طباطبایی معتقد است که مسخ  در رابطه با برخی از اقوام از جمله بنی اسراییل در آیه مورد بحث اتفاق افتاده است. ایشان نه تنها معتقد به مسخ برخی از امم هستند بلکه در رابطه با مسخ و امکان وقوع آن بحث فلسفی جامع و مفصلی را بیان نموده اند. ایشان معتقد هستند که مسخ اولا از نوع تناسخ نیست و با تناسخ به دلایل متعدد متمایز است و ثانیا امکان وقوع عقلی آن هم از حیث فلسفی وجود دارد و منافاتی با عقل ندارد چراکه برگشت چيزى كه از قوه بفعليت رسيده و یا دوباره قوه شدن آن محال است، ولى زنده شدن مردگان، و همچنين مسخ، از مصاديق اين امر محال نيستند. ایشان در توضیح می گوید:

    "توضيح اينكه: آنچه از حس و برهان بدست آمده، اين است كه جوهر نباتى مادى وقتى در صراط استكمال حيوانى قرار مى‏گيرد، در اين صراط بسوى حيوان شدن حركت مى‏كند، و بصورت حيوانيت كه صورتى است مجرد بتجرد برزخى در مى‏آيد، و حقيقت اين صورت اين است كه: چيزى خودش را درك كند، (البته ادراك جزئى خيالى)، و درك خويشتن حيوان، وجود كامل جوهر نباتى است، و فعليت يافتن آن قوه و استعدادى است كه داشت، كه با حركت جوهرى به آن كمال رسيد، و بعد از آنكه گياه بود حيوان شد، و ديگر محال است دوباره جوهرى مادى شود، و بصورت نبات در آيد، مگر آنكه از ماده حيوانى خود جدا گشته، ماده با صورت ماديش بماند، مثل اينكه حيوانى بميرد، و جسدى بى حركت شود. البته ایشان دلایل دیگری هم آورده اند که در این مجال به آنها اشاره ای نرفت."[65]

    4.5.           مورد لعنت قرار گرفتن اصحاب سبت

    "يَأَيهُّا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ ءَامِنُواْ بمِا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنرَدَّهَا عَلىَ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنهَمْ كَمَا لَعَنَّا أَصحْابَ السَّبْتِ  وَ كاَنَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً: هان اى يهود و نصارى كه كتاب آسمانى بر شما نازل شده، ايمان آوريد به كتابى كه نازل كرديم، و مصدق كتابى است كه با شما است، و گرنه وجهه دلها را از فطرت به سوى خلاف فطرت بر مى‏گردانيم، و از رحمت خود دور مى‏سازيم، آن چنان كه اصحاب سبت را لعنت كرديم، و امر خدا انجام شدنى است."[66]

    4.6.           تعطیلی سبت مجازات یهود

    "إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلىَ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ  وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكمُ‏ُ بَيْنهَمْ يَوْمَ الْقِيَمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يخَتَلِفُونَ: شنبه گرفتن (پاسداشت روز شنبه)، براى كسانى كه در مورد آن اختلاف كرده بودند مقرر گشت پروردگارت روز قيامت در باره مطالبى كه در آن اختلاف مى‏كردند، ميانشان داورى مى‏كند."[67]

    علامه طباطبایی معتقد است تعطیلی روز شنبه مجازاتی برای یهودیان است.

    "زیرا قرآن می فرماید: "إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلىَ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ" و نفرمود "للّذین اخْتَلَفُواْ فِيهِ" بلكه كلمه" جعل" را با لفظ" على" متعدى كرده نه با لفظ لام، با اينكه لفظ" على" تكليف و تشديد را مى‏رساند مثلا مى‏گويند:" لى عليك دين- براى منست بر ضرر تو قرضى" يعنى تو به من بدهكارى، و يا مى‏گويند:" هذا عليك لا لك- اين بر ضرر تو است نه بنفع تو" و اين بدان جهت بود كه بفهماند، تعطيلى روز شنبه در يهود به منظور آسايش آنان نبود، بلكه ابتلاء و امتحانى بوده و لذا مى‏بينيم كه بالأخره تشريع اين حكم منجر به لعنت طائفه‏اى از ايشان و مسخ شدن طايفه ديگرشان شد كه در سوره بقره آيه 65 و در سوره نساء آيه 47 بدان اشاره شده است."[68]

    علامه طباطبایی معتقد است که تعطیلی روز شنبه نه تنها مجازاتی برای قوم یهود است بلکه ایشان با استناد به برخی روایات[69]  گوید:

    "بنابر اين مناسب‏تر اين است كه بگوييم مراد از جمله" اختلفوا فيه" اختلاف در سبت، بعد از تشريع آن باشد، زيرا بنى اسرائيل در باره آن اختلاف نموده عده‏اى تشريع آن پذيرفته و عده‏اى رد كردند، دسته سومى حيله بكار بردند كه در سوره بقره و نساء و اعراف به حيله آنان و داستانشان اشاره شده است، نه اينكه مراد از اختلافشان در آن، قبل از تشريع آن باشد چنانچه در بعضى  روايات آمده كه اول پيشنهاد شد كه در هر هفته يك روز براى عبادت تعطيل كنند، آن گاه آن روز را جمعه قرار دادند، و بهمين خاطر اختلاف در گرفت بخاطر رفع اختلاف شنبه را قرار دادند. و معناى آيه اين است كه: "جز اين نيست كه روز سبت قرار داده شد و يا يك روز در هفته براى عبادت تعطيل شد به منظور تشديد و آزمايش يهود كه بعد از تشريع آن اختلاف كردند، يك دسته قبولش كردند، و يك دسته ديگر آن را رد نمودند، دسته سوم در ظاهر به قبول آن تظاهر نموده و در خفا، براى اشتغال به ماهيگيرى حيله نمودند، پروردگار تو در روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف مى‏كردند حكم خواهد نمود".[70].

     

    1. 5.      نتیجه

    بر اساس آنچه گذشت می توان در مقام جمع بندی به چند نکته اشاره کرد.

    ابتدا به موارد مشترک میان قرآن و عهدین درباره سبت اشاره می شود. سپس موارد اختلافی میان آندو بر اساس آنچه گذشت، بیان می شود و در خاتمه به برخی از موارد اختلافی میان عهد عتیق و عهد جدید درباره سبت، نظری خواهیم افکند.

    1. 1.      موارد مشترک
    2. سبت در لغت به معنای استراحت کردن، دست کشیدن و بازایستادن از کار آمده است.
    3. اصل واژه و ملحقات آن در زبان عبری، آرامی و عربی که در عهد عتیق، عهد جدید و قرآن به کار رفته است، تقریبا به معنای واحد و همان معنای اصلی و اولی واژه است. از اینرو در عهدین و قرآن نیز، سبت به معنای دست فرو شستن از کار و تلاش روزانه استعمال شده است.
    4. در قرآن و عهدین علت بازایستادن از کار و تلاش، پرداختن به عبادت و بندگی پروردگار ذکر شده است؛ که همانا اصلی ترین هدف آفرینش است.
    5. در عهدین و قرآن در بیان داستان، قوم بنی اسراییل و حضرت موسی به طور خاص و مردم معاصر ایشان منظور هستند و ظاهرا اختلافی در این جهت وجود ندارد.
    6. در عصیان و تعدی برخی از قوم بنی اسراییل نسبت به فرمان الاهی در پاسداشت سبت و عبادت کردن نیز، اختلافی میان قرآن و عهدین وجود ندارد.    
    7. در قرآن و عهدین به ایرادها و بهانه گیری های پیاپی بنی اسراییل در مواضع مختلف و از جمله مورد سبت اشاره شده است.
    8. 2.      موارد اختلافی میان قرآن و عهدین

    در زیر به برخی از موارد اختلافی میان قرآن و عهدین در مساله سبت پرداخته می شود. 

    1. در قرآن به مساله مسخ اصحاب سبت اشاره شده و در این باره نگارنده تفسیر المیزان به تفصیل توضیحاتی را آورده اند که در عهدین هیچ اشاره به آن نرفته است.
    2. در عهدین پس از بیان داستان آفرینش در شش روز توسط خداوند، به استراحت و فراغت خداوند از کار اشاره شده است که در قرآن به این مساله به هیچ وجه و در هیچ یک از آیات قرآن، اشاره نشده است؛ چراکه بیان مساله استراحت و فراغت از کار خداوند، با مبانی دینی مسلمین ناسازگار است و مستلزم محالات عقلی بسیاری می باشد.  
    3. در قرآن در بیان داستان اصحاب سبت به ماهیگیران و مساله ماهیگیری در روز شنبه اشاره می شود، ولی در عهدین به ماهیگیری در روز شنبه اشاره ای نشده ولی به برداشت "منّ" و خوردن بلدرچین در روز شنبه اشاره شده است.
    4. در عهدین و به ویژه در عهد عتیق، تاکید زیادی بر عهد و میثاق بودن روز سبت میان بنی اسراییل و خداوند شده است ولی در قرآن ظاهرا به این مساله اشاره ای نشده است.
    5. کسانی که حرمت سبت را نگه ندارند، در قرآن، ملعون به حساب می آیند ولی مجازاتی چون مرگ برای آنان وجود ندارد، در حالی که در عهد عتیق، مجازات مرگ برای آنان در نظر گرفته شده است.
    6. قرآن، (بر اساس نظر علامه طباطبایی) تعطیلی سبت را مجازاتی برای یهود بر می شمرد در حالی که به این مساله در عهدین هیچ اشاره ای نشده است.
    7. 3.      موارد اختلافی میان عهد عتیق و عهد جدید

    اگرچه مسیح صریحا بیان داشت که من نیامده ام تا تورات موسی و نوشته های سایر انبیاء را منسوخ کنم.[71] اما میان آنچه در عهد عتیق و عهد جدید درباره سبت آمده است، تفاوت های آشکار و نمایانی وجود دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود.

    1. روز سبت به عنوان روز ویژه ای برای قربانی سوختنی و اجتماع مقدس، در عهد عتیق کاملا متمایز است ولی در عهد جدید، این مساله تمایزی ندارد.
    2. در عهد عتیق، مرگ مجازات کسانی است که حرمت سبت را نگه نمی دارند ولی در عهد جدید، پرداختن به روح قوانین مهمتر است.
    3. در عهد جدید، مسیح حق دارد که قانون سبت یا دیگر قوانین عهد عتیق را نسخ نموده یا آنها را بنا به تشخیص خویش، تفسیر کند ولی در عهد عتیق، اصل قانون مهمتر از هر چیز است.
    4. در عهد جدید، مسیح به وضوح بیان می دارد که سبت برای آرامش و استراحت بشر است، نه بشر برای سبت؛ در صورتی که در عهد عتیق قانون فوق هر استدلال و شخص است.
    5. در عهد جدید بیان می دارد که مسیح، خود، شخصا در روز سبت کار می کند. بیماران را شفا می بخشد و به امر تبلیغ و هدایت گری مشغول است. در صورتی که بر اساس عهد عتیق، کار کردن در سبت حرام است.
    6. مسیح در عهد جدید، صاحب اختیار سبت است؛ ولی موسی در عهد عتیق آورنده قانون سبت در زمره فرامین ده گانه.
    7. نگاه سمبلیک و نمادین در عهد جدید نسبت به سبت، وجود داشته و متمایز است ولی در عهد عتیق این نگاه به طور شاخص و متمایز وجود ندارد.

       

     

    منابع و مآخذ

    1. قرآن کریم، ترجمه ی علامه طباطبایی.
    2. کتاب مقدس، ترجمه ی انجمن بین المللی انجیل، 2000م.
    3. آلوسی، سید محمود، روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم،  بيروت: دارالكتب العلميه، 1415 ق.
      1. ابن منظور، لسان العرب المحیط، مقدمه شیخ عبدالله علایلی، بیروت: دار الجبل و دار لسان العرب، 1988م.
      2. بجنوردی، سید محمد کاظم، دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1367ش.
      3. جوهری، اسماعیل بن حماد، تاج اللغه و صحاح العربیه، بیروت: دارالعلم، 1376ق.     
      4. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، استانبول: دار القهرمان للطباعة والنشر و التوزیع، 1986 م.
      5. رضی، شریف، نهج البلاغه، مترجم: محمد مهدی فولادوند، تهران: صائب، 1380ش.
      6. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: منشورات موسسة الاعلمی للمطبوعات،1971م.
      7. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، قم:  دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، 1374ش.
      8. فراهیدی، خلیل ابن احمد، ترتیب کتاب العین، مقدمه و تعلیق: محمد حسن بکایی، چاپ اول، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1414 ق.
      9. قرشى، سيد على اكبر، قاموس قرآن، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1371ش.
      10. طريحى، فخر الدين،  مجمع البحرين، تهران: كتابفروشى مرتضوى،1375 ش.‏
      11. کهن، ابراهام، گنجینه ای از تلمود، مترجم: امیر فریدون گرگانی، تهران: اساطیر، 1382ش.
      12. مشكور، محمد جواد، فرهنگ‌ تطبيقى‌عربى‌ با زبانهاي‌ سامى‌ و ايرانى‌، تهران‌، 1357ش.
      13. مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1360‏ش.
      14. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374ش.
      15. واعظی، احمد، نظریه تفسیر متن، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1390ش.

     

    منابع لاتین

    1. D. A. Carson (ed.), From Sabbath to Lord’s Day, MI: Grand Rapids,1982.
      1. Ferguson, Sinclair B. and David F. Wright, New Dictionary of Theology, Downers Grove, IL: Inter Varsity Press, 2000, c1988.
      2. Group of Scholars, The New Bible Dictionary, Wheaton, Illinois: Tyndale House Publishers, (1992).
      3. Holy Bible: New International version. Addis Ababa: Christian Art Publication, 1999.
      4. J. Murray, Collected Writings, Edinburgh, 1988.
      5. Martin, Ralph P. and Davis, Peter H., Dictionary of the Later New Testament & Its Developments, (Downers Grove, IL: Inter Varsity Press, 2000.
      6. R. T. Beckwith and W. Stott, This is the Day, London, 1978.


    [1] نباء، 9

    [2] يونس، 67؛ غافر، 61. "أصل السَّبْتُ: القطع، و منه سبت السّير: قطعه، و سَبَتَ شعره: حلقه، و أنفه: اصطلمه، و قيل: سمّي يوم السَّبْت، لأنّ اللّه تعالى ابتدأ بخلق السموات و الأرض يوم الأحد، فخلقها في ستّة أيّام كما ذكره، فقطع عمله يوم السّبت فسمّي بذلك، و سَبَتَ فلان: صار في السّبت و قوله: يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً[2] ، قيل: يوم قطعهم للعمل، وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ‏[2] ، قيل: معناه لا يقطعون العمل، و قيل: يوم لا يكونون في السّبت، و كلاهما إشارة إلى حالة واحدة، و قوله: إِنَّما جُعِلَ السَّبْتُ (نحل، 124)، أي: ترك العمل فيه، وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً (نباء، 9)، أي: قطعا للعمل، و ذلك إشارة إلى ما قال في صفة اللّيل: لِتَسْكُنُوا فِيهِ (یونس، 67)" (رک. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات في غريب القرآن، ص، 39).

    [3] قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج‏3، ص: 207

    [4] SABBATH (Heb. “Sabbat”, from the root “sabat”, to cease, to desist). See Ferguson, Sinclair B. and David F. Wright, New Dictionary of Theology.

    [5] بجنوردی، سید محمد کاظم، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ذیل واژه اصحاب سبت

    [6] پیدایش،1:2-4

    [7] خروج، 20: 8-11؛ اشعیا، 13:53-14؛ اعمال رسولان، 2:17 و14:13-15؛ لوقا، 16:4

    [8] رک. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج 2، ص 202؛ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 5، ص 15. سبت: سبت اليهودي يسبت يتخذ السبت عيدا. و السبات: النوم الغالب الكثي (فراهیدی، خلیل ابن احمد،کتاب العین، ج 7، ص 239).

    [9] پیدایش،1:2-4

    [10] لاویان، 3:23

    [11] خروج، 20: 8-11

    [12] خروج، 14:31

    [13] پیدایش،1:2-4

    [14] See. J. Murray, Collected Writings, vol.1, Edinburgh, pp.205-228

    [15] رک. واعظی، احمد، نظریه تفسیر متن، فصل اول

    [16] خروج، 1:16-3

    [17] دانه های ریزی که روی زمین، شبیه دانه های برف بود. این دانه ها شیبه دانه های گشنیز سفید بود و طعم نان عسلی را داشت. وقتی قوم بنی اسراییل آن را دیدند می گفتند: این چیست؟ به همین دلیل به آن "منّ: این چیست؟" می گویند. (خروج، 14:16)

    [18] عومر ظرفی بود به گنجایش دو لیتر که برای اندازه گیری به کار می رفت. (خروج، 36:16)

    [19] رک. خروج، 16

    [20] خروج، 22:16-23

    [21] خروج، 29:16

    [22] خروج، 33:16-35

    [23] ده فرمان که موسی مامور ابلاغ آنها شد به ترتیب عبارتند از:

    1. تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد.
    2. هیچگونه بتی به شکل حیوان یا پرنده یا ماهی برای خود درست نکن.
    3. از نام من که خداوند، خدای تو هستم، سوء استفاده نکن.
    4. روز سبت را به یاد داشته باش و آن را مقدس بدار.
    5. پدر و مادرت را احترام کن.
    6. قتل نکن.
    7. زنا نکن.
    8. دزدی نکن.
    9. دروغ نگو.
    10. چشم طمع به مال و ناموس دیگران نداشته باش. (خروج، 20)

    [24] خروج، 20: 8-11

    [25]  See. R. T. Beckwith and W. Stott, This is the Day؛ J. Murray, Collected Writings, vol.1, Edinburgh, pp.205-228

    [26] لاویان، 3:23

    [27]  اشعیا، 13:53-14

    [28] خروج، 16:31-17

    [29] حزقیال، 12:20

    [30] رک. اشعیا، 6:56

    [31] رک. تثنیه، 12:5-14

    [32] اعداد، 9:28-10

    [33] لاویان، 3:23

    [34] رک. خروج، 14:31؛ نحمیا، 19:13-21؛ تثنیه، 12:5-14؛ اشعیا، 6:56

    [35] عاموس، 4:8-10

    [36] خروج، 14:31

    [37] نحمیا، 19:13-21

    [38] See. J. Murray, Collected Writings, vol.1, Edinburgh, pp.205-228

    [39] متی، 12

    [40] رک. اعمال رسولان، 17و 18

    [41] رک. عبرانیان، 3:4-4

    [42] رک. لوقا، 16:4

    [43] رک. اعمال رسولان، 2:17 و14:13-15

    [44] اعمال رسولان، 13؛رک. اعمال رسولان، 17و 18

    [45] مرقس، 27:2

    [46] مرقس، 3

    [47] رک. مرقس، 3

    [48] متی، 12

    [49] متی، 5:12-6

    [50] متی، 8:12

    [51] مرقس، 28:2

    [52] عبرانیان، 3:4-4

    [53] عبرانیان، 8:4-10

    [54] فرقان، 47

    [55] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 15، ص، 114

    [56] نبا، 9

    [57] طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج‏20، ص، 262

    [58] اعراف، 163

    [59] مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج‏6، ص، 419

    [60] مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج‏6، ص، 420

    [61] مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج‏6، ص: 421

    [62] نساء، 154

    [63] بقره،65

    [64] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1، ص 297

    [65] رک. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج‏1، ص: 311

    [66] نساء،47

    [67] نحل، 124

    [68] طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج‏12، ص، 531

    [69] رک. آلوسی، سید محمود، روح المعانى، ج 14، ص 252

    [70] طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج‏12، ص، 532

    [71] رک. متی، 17:5


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :