شبکه انديشمندان قم
 
 

 

    Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
    کد خبر : 25721
    تاریخ انتشار : 3 اردیبهشت 1392 12:9
    تعداد مشاهدات : 2493

    ارزیابی چگونگی تأثیر رسانه ها بر میزان اعتماد به روحانیت

    تحقیق حاضر کوششی به منظور ارزیابی چگونگی تأثیر رسانه ها بر میزان اعتماد به روحانیت، در این مسیر، کندوکاوی در میان آثار مربوط به روحانیت انجام گرفت؛ که مرور آثار، کمک شایانی برای ارائه فرضیه تحقیق بود.

    چکیده

    تحقیق حاضر کوششی به منظور ارزیابی چگونگی تأثیر رسانه ها بر میزان اعتماد به روحانیت، در این مسیر، کندوکاوی در میان آثار مربوط به روحانیت انجام گرفت؛ که مرور آثار، کمک شایانی برای ارائه فرضیه تحقیق بود. پس از این مهم، معنای اعتماد اجتماعی و انواع آن مورد بحث قرار گرفت؛ اعتماد اجتماعی، مهترین سازه سرمایه اجتماعی و از مهمترین مفاهیم مطرح در حوزه علوم اجتماعی معاصر است. چرخش ساختار اجتماعی و تغییرات همه جانبه د رعرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه مدرن، و مخاطرات ناشی از تغییرات توجه به این مفهوم را جدی ساخته است ولی این بدان معنی نیست که اندیشمندان کلاسیک بدان توجهی نداشته اند.

    براین اساس این پژوهش با هدف ارزیابی چگونگی تأثیر رسانه ها بر میزان اعتماد به روحانیت انجام گرفته است. بنابراین با توجه به مهمترین دیدگاه های نظریه پردازان کلاسیک و معاصر (دورکیم، وبر، بوردیو، فوکویاما، گیدنز، افه و دیگران) و همچنین تحقیقات داخلی و خارجی چارچوب نظری و فرضیه تحقیق شکل گرفتند. شیوه تحقیق پیمایشی و با نمونه ای به حجم 300 نفر در بین دانشجویان دانشگاه اصفهان انجام گرفت. حجم نمونه پس از آزمون مقدماتی و محاسبه q,p بوسیله فرمول کوکران انتخاب و به شیوه نمونه گیری سهمیه ای انجام و داده ها جمع آوری گردید. بدین ترتیب تأثیر رسانه ها ( استفاده از ماهواره ها، تلوزیون و...) مورد ارزیابی قرار گرفت، آنچه بیشتر در این بین مورد توجه بوده است تبلیغات علیه روحانیت بوده است. برآیند کلی تحقیق نشان می دهد که رسانه ها، (به ویژه با کارکردهای ضدتبلیغی)، تبلیغات علیه روحانیت تأثیر قابل توجهی بر میزان اعتماد به روحانیت داشته اند، و در نهایت کارآمد نمودن فرصت های موجود تبلیغی برای جلب اعتماد بیشتر مورد بررسی قرار گرفته است.

    کلید واژه ها: سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، روحانیت، رسانه، تبلیغات

    مقدمه و بیان مسئله :

    روحانیت در ایران، پس از تأسیس حکومت شیعی صفویه سازمان یافت و دوران بالندگی خود را آغاز نمود. صفویه به دلایل متعدد، توسعه روحانیت را در دستور کار خود قرار داد و از آن سو، روحانیت برای اول بار حمایت از حکومت را جزو وظایف دینی خود قلمداد کرد. اما این پیوند ارگانیک و کارکردی مدت طولانی دوام نیافت، تا آن که در دوره قاجار رابطه روحانیت با حکومت جهات متنوعی یافت.

    کمک های صفویه به روحانیت و فراهم آوردن امکانات و شرایط، محیط مناسبی برای گسترش سازمان روحانیت- و به تبع آن مذهب شیعه – فراهم نمود، اما این کمک ها روحانیت را وابسته به حکومت کرد و سازمان روحانیت را به درون اقتدار دولت کشید، بنابراین برخی بر این باورند که نهاد روحانیت در دوره صفویه در دستگاه اداری حکومت ادغام شد. در انتهای دوره صفویه، روحانیت با گسترش نفوذ خود در جامعه و پیدا کردن منابع مالی متعدد – از طریق اداره املاک وقفی و وجوه دریافتی از مؤمنان – آن چنان قوت و سازمان گرفت تا خود را از ذیل نفوذ و سایه حکومت به درآورد. استقلال روحانیت از حکومت، پیامد مهم ارتباط و تماس دایمی با مردم را به همراه داشت. این ویژگی روحانیت موجب شد که همواره در کشمکش میان دولت و مردم، روحانیت جانب مردم را گرفته و مردم نیز در این اوضاع به روحانیت پناه برند. از سوی دیگر، مردم از بین دولت و روحانیت، اغلب روحانیت را انتخاب کرده و به آنان یاری می رساندند. این تماس دایمی روحانیت با مردم باعث شد که جایگاه بی نظیری (روحانیت ) در طول تاریخ ایران پیدا کنند.

    پس از انقلاب و با ورود روحانیت به قدرت و تشکیل حکومت از سوی آنان، آن موقعیت و سابقه تاریخی، جای خود را به موقعیتی جدید داد و روحانیت، پس از دوره ای دشمنی با قدرت عرفی، خود در موضع قدرت نشست. این وضعیت، حالتی نه تنها منحصر به فرد برای روحانیت شیعه، که به نظر برای روحانیت در دیگر ادیان – لااقل در سده ای اخیر – است. مهمترين جهات مثبت روحانيت به عنوان يک قشر از منظر جامعه شناختي در انقلاب جمهوري اسلامي در اين است که جايگاه روحانيت در دل مردم بوده است و مردم ، روحانيت را ملجأ و پناه خود مي دانستند ، بنابراين در مشکلات مادي و معنوي خود به روحانيت پناه بردند ، چنان که در نظام سياسي شاهنشاهي مردم با نا اميدي در حل مشکلات اقتصادي و بحران هاي روحي و معنوي خود به روحانيت پناه بردند. براي موفقيت روحانيان در وظيفه اي که از گذشته تاکنون و آينده براي خودشان قائل اند، دو متغير اصلي مطرح است ، يکي ارتباط با جوانان به صورت تعامل گرم و ديگري کسب ويژگي هايي همچون قابل اعتماد بودن ، يعني اگر روحانيت با جوانان به صورت گرم، تعامل و ارتباط داشته باشد و گفتار و رفتارش براي آنها قابل اعتماد شود، بطور طبيعي در رسالت خودش موفق مي شود.

    از طرف دیگر، تطور جوامع بشري در گرو تراکم و پيچيدگي روابط و تعاملات اجتماعي و به بيان ديگر شبکه اي شدن آنهاست. و چنين حجم تراکم بدون وجود "اعتماد" که در حکم خمير مايه اي براي  شکل گيري و پايداري روابط اجتماعي در مقياسهاي خرد ، مياني و کلان است ،امکان پذير نيست و اين خود نيازمند فرهنگي است که از آن به عنوان فرهنگ اعتماد ياد مي شود.  فرهنگي که نه تنها مولد اعتماد که بن مايه کليدي براي " سرمايه اجتماعي" است و پيش شرطي بنيادي براي تحقق دموکراسي ، سامان و نظم اجتماعي و پويا ودر نهايت توسعه در شئون اجتماعي ،سياسي ، فرهنگي و اقتصادي است ( زتومکا، ترجمه غفاري ،1386 :1).

    از اين منظر براي جوامعي چون جامعه ايران که در گذر تاريخي شان قرار داشته و در کارنامه خود تجربه حکومتهاي خودکامه و مستبد را که سمي براي فرهنگ اعتماد است ، دارند ونيز با افت وخيزها وشکنندگي هاي ويژه اي هستند ، اهميت دوچنداني پيدا مي کند، چرا که اين نوع جوامع بيش از هر سرمايه ديگري نيازمند بسط و تقويت فرهنگ اعتماد هستند. با توجه به اين که جامعه ايران جامعه اي اساسأ مذهبي و دين مدار است و روحانيت به عنوان تفسير کننده دين ، پايگاه اجتماعي ويژه اي در جامعه دارد و گروه مرجع بسياري از مردم در مسايل ديني ،سياسي و فرهنگي و اجتماعي است. ايشان پناهگاه عاطفي مردم ، مرجع مطمئن تفسير دين و هدايتگر مسايل سياسي و اجتماعي مردم به حساب مي آيند، هرچند نوع پايگاه اجتماعي و ميزان و درجه اعتماد و پيوستگي مردم با آنان در زمانهاي مختلف دچار نوساناتي مي شود( ضميري ، 1388 :13 ).

    برای نمونه می توان گفت، در تحقیقی که در سال 1386 انجام گرفت، روحانیت رتبه هفتم اعتبار را از میان ده گروه بدست آورد ( سنجش میزان منزلت اجتماعی نظامیان ایران، 1386 :23). در تحقیقی دیگر ( سازمان ملی جوانان 1380)، در برابر این سؤال که: آیا روحانیت منزلت گذشته خود را همچنان حفظ کرده اند؟ 5/52 درصد پاسخگویان پاسخ های کاملا یا نسبتا مخالف داده اند.

    در حوزه اعتماد هم وضعیت چندان مناسب نیست؛ چرا که بررسی های تجربی نشان از کاهش اعتماد به روحانیان ارائه می کنند. به عنوان نمونه، در سال 1379 از میان شانزده گروه مورد بررسی، روحانیت توانست رتبه دهم اعتماد را بدست آورد ( ارزش ها و نگرش های ایرانیان، 1380 :80). البته در میان همین تعداد گروه، روحانیت رتبه ششم بی اعتمادی را کسب کرده است. همچنین در تحقیقی که در سال 1381 انجام گرفت، از بین هجده گروه، روحانیان رتبه هفتم بی اعتمادی و رتبه یازدهم اعتماد را بدست آوردند (یافته های پیمایش در 28 استان کشور، ارزش ها و نگرش های ایرانیان، موج دوم 1382: 267).

    از سوی دیگر، اگر مهمترین دلیل انتخاب افراد را به نمایندگی اعتماد موکلین به آنان بدانیم، کاهش درصد تعداد نمایندگان روحانی می تواند به عنوان شاخصی برای کاهش اعتماد به روحانیت باشد. میزان درصد نمایندگان روحانی مجلس شورای اسلامی از 1/50 درصد سال 59 و 23/55 درصد در سال 63 به 30/15 درصد در سال 83 و 15 درصد سال 87 کاهش یافته است (سام دلیری، 1389: 7).

    لذا با توجه به نقش حياتي و غير قابل انکاري که روحانيت در ترويج دين و تفهيم مباني ديني ايفا مي نمايد نياز به بررسي شأن و جايگاه اين قشر و ميزان مقبوليت و پذيرش آنها احساس مي گردد و از آنجایی که شأن و جايگاه روحانيت در جامعه يکي از نشانه هاي اساسي اعتماد به روحانيت در جامعه است، در این پژوهش برآنیم که نقش کنش سیاسی روحانیان را بر میزان اعتماد آنها مورد بررسی قرار دهیم.

    تعریف اعتماد

    اعتماد اجتماعی یکی از مهمترین، پرکاربردترین و رایجترین شاخص های سرمایه اجتماعی است (پیمایش اجتماعی اروپا 2005، به نقل از صادقی، 1388).

    دورکیم اعتماد را آرامشی می داند که حاصل زندگی مسالمت آمیز در کنار همنوعانش در حالت صلح و به دور از هرگونه دشمنی و خصومت می باشد( کافی ؛74) چلبی اعتماد را داشتن حسن ظن نسبت به همه افراد در روابط اجتماعی جدای از تعلق آنها به گروه قومی، قبیله ای که این خود منجر به روابط برون گروهی می شود، تعریف می کند (کافی، 74).

    زیمل  جامعه شناس آلمانی نیز اعتماد را نوعی ایمان و اعتقاد افراد به جامعه می داند (کافی، 80). گیدنز(1992) ضمن موافقت با زیمل برداشت خود را با این تعریف آغاز می کند که اعتماد به عنوان اطمینان یا اتکاء بر ماهیت یا خاصیت شخصی یا چیزی یا صحت گفته ای توصیف می شود( کافی ،80).

    گیدنز معتقد است اعتماد نه تنها با ریسک بلکه بااحتمال وقوع در ارتباط است. اعتماد همیشه مفهوم ضمنی و مجازی قابلیت اتکاء و اطمینان به شکل پیامدهای احتمالی را دارد، خواه این پیامدها مربوط به اعمال فرد باشند و خواه مربوط به عملکرد سیستم ها . اعتماد دقیقا خط اتصال بین ایمان و اطمینان است. بنابراین اعتماد را می توان به عنوان اطمینان به قابلیت یک شخص یا سیستم با در نظر گرفتن رشته خاصی از نتایج یا وقایع تعریف کرد که طی آنها، آن اطمینان بیانگر ایمان به پاکدامنی دیگران یا عشق به آنان و یا ایمان به صحت اصول انتزاعی و مجرد می باشد (کافی، 74).

    به نظر کلاوس اوفه، اعتماد به معنای این باور است که دیگران با اقدام یا خودداری از اقدام خود به رفاه من یا ما کمک می کنند و از آسیب زدن به من خودادری می کنند (اوفه، 1384: 212).

    از بررسی تعاریف اعتماد می توان استنباط کرد که اعتماد، در بردارنده عناصر زیر است:

    1- ویژگی روابط اجتماعی، یعنی اعتماد در روابط اجتماعی صورت می گیرد؛

    2- وابستگی امور به آینده و فاصله بین انتظارها و اعمال افراد؛

    3- عدم تعین اجتماعی (عدم قطعیت)؛

    4- ریسک (خطرکردن) مربوط به وضعیتی که عمل خاصی پیامدهای ممکن و متعددی داشته است؛

    5- حسن ظن به افراد دیگر؛

    6- سود و زیان، به عنوان نتیجه احتمالی اعتماد؛

    7- ایجاد انتظارهای متقابل؛

    8- نسبیت در تعریف اعتماد به خاطر وابسته بودن تعریف اعتماد به موقعیت ها و مکان های مختلف؛

    به طور کلی؛ اعتماد را می توان داشتن حسن ظن به دیگران در روابط اجتماعی دانست که دارای دو طرف اعتماد کننده و اعتماد شونده (فرد یا گروه) است و آسان کننده روابط اجتماعی بوده، امکان سود یا زیان را در خود نهفته دارد.

    انواع اعتماد

    پاکستون اعتماد را به دو مقوله اعتماد به افراد ئ اعتماد به نهادها و سازمان ها تقسیم می کند (غفاری و ازکیا، 1383: 285).

    چنانچه اعتماد به افراد را به دو سطح اعتماد به افراد آشنا و اعتماد به افراد غریبه تجزیه کنیم، می توان از نظر جامعه شناسی از چندین سطح اعتماد نام برد که به طور معمول، در تحقیق ها و مباحث اجتماعی به آن استناد می شود، که بطور خلاصه در ادامه به انواع آن اشاره شده و تاحدودی توضیح داده می شوند.

     

    1) اعتماد بنیادی:

    این نوع اعتماد بیشتر در نزد روانشناسان مطرح بوده و به تعبیر گیدنز، اعتماد در معنای عاطفی و تا حدی در معنای معرفتی آن ریشه در وثوق و اطمینان به اشخاص صالح و معتبر دارد که معمولا از نخستین تجربیات کودک حاصل می گردد. چیزی که اریکسون با الهام از وینیکات اعتماد بنیادی می نامد، تشکیل دهنده رابطه ای است که جهت گیری عاطفی شناختی به سوی دیگران، به سوی دنیای عینی و به سوی هویت شخصی از آن سرچشمه می گیرد. تجربه اعتماد بنیادین در حقیقت هسته جهان امیدواری است (گیدنز،1378:63).

    گیدنز اعتماد بنیادی را در قالب اعتماد و امنیت وجودی قرار می دهد، به نظر او امنیت وجودی به اطمینانی راجع است که بیشتر آدم ها به تداوم تشخیص هویت خود و دوام محیط های اجتماعی و مادی کنش در اطراف خود دارند(گیدنز، 1377:110).

    2) اعتماد شخصی:

    بعنوان یک ویژگی شخصیتی، نگرش اجتماعی فرد نسبت به دنیای پیرامون است که شناخت ها، احساسات، رفتار و اعمال او را متأثر ساخته موجب تقویت تفکری می گردد که افراد و امور جهان، قابل اعتماد و اعتماد پذیر محسوب شوند( بهزاد، 1381).

    3) اعتماد بین شخصی:

    اعتماد بین شخصی با وجود روابط مستقیم و چهره به چهره شناخته می شود و آن مبتنی بر روابط فردی است. همزیستی مستقیم بین شرکت کنندگان یکی از ویژگی هایی است که اعتماد بین شخصی را از دیگر شکل های اعتماد مجزا می کند. اعتماد بین شخصی در ارتباط یا تعامل و روابط میان دوستان، همکاران، معلم و دانش آموز ، کارگر و سرگروه، بیمار و پزشک، مشتری و فروشنده و دیگر موارد مشابه تحلیل می یابد.

    محدودترین شعاع این دوایر مربوط به اعتماد میان اعضای خانواده می شود که در بردارنده بیشترین میدان محبت و نزدیکی است. سپس مربوط به اعتماد به افرادی می شود که به لحاظ شخصی آنها را می شناسیم و با آنها تماس چهره به چهره داریم(غفاری،1384: 5). اعتماد بین شخصی را صورتی از اعتماد اجتماعی دانسته اند و آن تفاوت خیلی بنیادی و شدیدی با دیگر صور اعتماد ندارد. در حقیقت آنها دوایر متحد المرکزی را تشکیل می دهند که به تدریج از عینی ترین روابط بین شخصی به سمت روابط انتزاعی تر که معطوف به موضوعات اجتماعی هستند بسط پیدا می کند.

    4) اعتماد تعمیم یافته:

    این نوع اعتماد در زمینه ای فراتر از روابط چهره به چهره قرار می گیرد و حامل شبکه های موجود در سطوح فرا فردی است. به گونه ای که اعتماد به اشخاص جای خود را به اعتماد به مقوله های انتزاعی تر و گسترده تری چون اصناف اجتماعی که در ورای مرزهای خانوادگی، همسایگی و طایفه ای قرار گرفته و در مقیاس ملی مطرح می شوند، می دهد. حوزه تعامل و ارتباط در اینجا از سطح روابط و تعامل درون گروهی به تعامل بین گروهی و نهادی ارتقاء می یابد و اعتماد اعضاء و جامعه به نهادها و اصناف اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد، نقش های اجتماعی نیز موضوعات انتزاعی تر اجتماعی هستند.

    اعتماد به دیگران عام (تعمیم یافته)، روابط ضعیف را تسهیل نموده و تعاملات اجتماعی بیشتر و در نتیجه زنجیره طولانی از کنش را تسهیل می کند. اعتماد تعمیم یافته بر آداب و صفات همکاری و سوگیریهای مشترک از نظر فرهنگی که از طریق جامعه پذیری مستقل می شوند، مبتنی است (یوسفی، 1385: 62).

    5) اعتماد به نظام های تخصصی:

    این نوع اعتماد که انتزاعی ترین نوع اعتماد است و بیشتر از طرف گیدنز مطرح شده، مربوط به نظام های فن شناختی است. در جوامع جدید نظام های مبتنی بر مهارتهای فنی و حرفه ای بخش وسیعی از محیط های مادی و اجتماعی را تشکیل می دهند. نظام هایی مثل ارتباطات از راه دور، حمل و نقل، شبکه های کامپیوتر، شبکه های تولید کالاهای صنعتی، بازارهای مالی، شبکه های اطلاعاتی و انتظامی، از نوع نظام های تخصصی هستند. اصول و ساز و کارهای عمل آنها برای استفاده کنندگان ناشناخته است. لیکن اعضای جامعه عمل آنها را  بدیهی و مسلم می پندارند (غفاری، 1384: 7).

    افراد می توانند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به نظام های انتزاعی نظیر نهادها دارای باورداشتهایی باشند. از این فرایند، بعنوان سطح نهادی اعتماد نیز نام برده اند ( شارع پور، 1380 :102).

     

    6) اعتماد برون گروهی:

    حسن ظن نسبت به همه افراد جامعه در روابط اجتماعی جدای از تعلق به گروههای قومی و قبیله ای و سازمانی است. این اعتماد به تعامل با افراد جامعه در روابط چهره به چهره محدود نمی شود و تعاملات بالقوه را نیز شامل می گردد، مرزهای خانوادگی و همسایگی و قومی و محلی را در می نوردد و در سطح فرا شخصی مطرح می گردد( بهزاد، 1381).

    7) اعتماد درون گروهی:

    این اعتماد در بر گیرنده اعتماد نسبت به اعضای گروه خود، همانند خانواده، نزدیکان، همکیشان و فامیل می شود.

    8) اعتماد دینی و نژادی:

    منظور از اعتماد دینی، اعتماد هم دینان یا افراد یک جامعه به ادیان دیگر است. این نوع اعتماد توسط پژوهش جهانی ارزش ها به کار برده شد و همچنین اعتماد نژادی، به معنای اعتماد نژادهای مختلف یک جامعه بر همدیگر می باشد. این نوع اعتماد نیز توسط گروه کندی در دانشگاه هاروارد به کار برده شد بعلاوه زتومکا نیز در کتاب خود با عنوان: اعتماد یک نظریه اجتماعی، صحبت از سوق اعتماد به سمت جنسیت، سن، نژاد و دین نموده است (زتومکا، 1384 :49).

    9) اعتماد نهادی (مدنی):

    افراد می توانند درباره میزان اعتماد به نظام های انتزاعی، مانند نهادها نیز باورهایی داشته باشند که از این فرایند می توان با عنوان سطح نهادی اعتماد نام برد. گیدنز نظام های انتزاعی را نظام های انجام کار فنی یا تخصصی می داند که حوزه های وسیعی از محیط های مادی و اجتماعی زندگی کنونی ما را سازمان می دهند. اعتماد بیشتر به خاطر پذیرش شرایطی است که در آن شرایط، راه های دیگر تقریبا بسته است و نه به خاطر پذیرش پایبندی به نظام های انتزاعی. زندگی در دوره مدرن، تکه تکه می شود و یک نفر نمی تواند مانند گذشته همه یا بیشتر کارهای خود را به طور مستقل انجام دهد. ما در دنیای معاصر ناگزیر از اعتماد کردن به نهادها و نظام های تخصصی هستیم و نمی توانیم این دیدگاه افراطی را برگزینیم که ارتباطمان را با این نظام ها به کلی قطع کنیم، گرچه می توانیم از تأثیرهای آنها کم کنیم، مثلا به جای سپردن پول به بانک ،آن را به صورت سرمایه نگهداری کنیم (گیدنز، 1378: 43).

    البته اعتماد نهادی، لایه ها و گستردگی خاص خود را دارد که نهادها و سازمان های رسمی و غیر رسمی ،مانند مدرسه، ارتش، نیروی انتظامی و غیره می توانند در یکی از لایه ها قرار گیرند و در این پژوهش نیز این لایه مورد نظر است. لایه های دیگر اعتماد نهادی عبارت است از: اعتماد به نقش های اجتماعی، مانند مادر ،پزشک و غیره؛ اعتماد به گروه های اجتماعی مانند نقاشان، استادان و غیره؛ اعتماد به رویه های نهادی مانند نظام انتخاباتی دموکراتیک، اعتماد به علم و غیره؛ اعتماد به انتزاعی ترین موضوعات، مانند نظم اجتماعی، کارایی نظم و غیره (زتومکا، 1386 : 80-85).

     

    چارچوب نظری 

    اعتماد اجتماعی و مصرف رسانه های جمعی

    انسان در جامعه امروزی، تنها زمانی می تواند بهترین و مطمئن ترین روش و وسایل زندگی را به دست آورد و درباره دیگران افکار سالم و قضاوت درست داشته باشد که دارای معلومات و اطلاعات کافی باشد. این وظیفه مهم (انتشار جریان رویدادهای اجتماعی) را رسانه های ارتباط جمعی انجام می دهند. وقتی تماس و ارزیابی مستقیم غیر ممکن است و در نتیجه، جریان ارتباط آزاد، اصلی محوری تلقی می شود، این امر به عهده سازمان ها و به خصوص رسانه های گروهی است که با میانجی گری خود جریان اطلاعات را در بین افکار عمومی به راه اندازند، زیرا گمنامی و فاصله، باعث شکل گیری بی اعتمادی است و دسترسی به اطلاعات مربوطه را مسدود می کند و مانع از قضاوتهایی از نوع قابل اعتماد بودن می شود (زتومکا، 1386: 148). گیدنز این مسئله را با طرح مفهوم « نقاط اتصال یا دسترسی » درباره اعتماد افراد به نهادهای اجتماعی و تخصصی، بررسی نموده است. به نظر وی، در جامعه معاصر به علت تماس افراد تنها با بخشی از یک نهاد (مثلا یک پژشک به عنوان نماینده نظام پزشکی) نمی تواند همه اطلاعات و شناخت لازم از یک نهاد را به صورت حضوری دریافت کند. این نقاط و مکان ها که افراد با بخشی یا نماینده ای از یک نهاد اجتماعی تعامل برقرار می کنند، نقاط اتصال یا دسترسی نامیده می شود. رسانه های ارتباطی می توانند به عنوان ابزاری در جهت ایجاد نقاط اتصال به صورت غیر حضوری، اطلاعات و میزان اعتماد افراد درباره نهادها را تحت تاثیر قرار دهند (گیدنز، 1378: 49-45).

    جیمز کلمن نیز برای رسانه های همگانی، نقش ویژه ای به عنوان منابع اطلاعاتی و نیز واسطه ای قائل است. با ظهور رسانه ها، اطلاعات نقش محوری تری در ارتباط و اعتماد افراد با یکدیگر بازی می کند. با حضور اطلاعات، بعد احساسی و عاطفی اعتماد که مبتنی بر اوهام و هوس است، کمرنگ می شود؛ به این معنا که با ظهور رسانه ها و فراهم شدن امکانات، ارتباط سریع و دسترسی به اطلاعات، اعتماد مبتنی بر اوهام در بین افراد کاهش می یابد. علاوه بر این، وسایل ارتباط جمعی نقش مهمی در اعتماد افراد به نهاد های اجتماعی دارد (کلمن، 1377: 293؛ به نقل از: بالاخانی، 1384).

    زتومکا اطلاعات را یکی از مبانی اعتماد اجتماعی عنوان کرده و رسانه ها را یکی از منابع اصلی این اطلاعات دانسته است. وی در حالی که تاثیر عامل آموزش را در مقوله اعتماد بررسی می کند، یکی از ابزارهای این آموزش را رسانه های گروهی می کند (زتومکا، 1386: 469). چلبی با در نظر گرفتن رسانه های ارتباط جمعی، به عنوان یکی از عوامل جامعه پذیری، به نقش این ابزار در رابطه با نظم اجتماعی و اعتماد و تقویت ارزش های مشترک در بین مخاطبان اعتقاد دارد. رسانه های جمعی می تواند به اشتراک نمادی در بین مخاطبان خود کمک کند و از راه ایجاد وحدت نمادی به عام گرایی، احساس  تعلق اجتماعی و به دنبال آن، تعهد اجتماعی کمک کرده و در نتیجه، اعتماد اجتماعی را تقویت کند. علاوه بر اینکه همین رسانه ها به همراه ماهواره هایی که پخش برنامه های تلوزیونی کشورهای مختلف را به عهده دارند، می توانند باعث تضعیف و حدت نمادی جامعه شوند (چلبی، 1375: 139؛ به نقل از: بالاخانی، 1384). 

     

    کارآمدتر نمودن فرصتهای موجود تبلیغی

    روحانیت شیعه در هیچ زمانی چونان موقعیت کنونی، در مسئولیت تبلیغی، موظف و مکلف نمی نمود. مخاطراتی که در پیش دید روحانیت قرار دارد و مبلغان دینی را به تلاش پیگیرتر، برنامه دارتر و پرشورتر فرا می خواند. حوزه علمیه همواره در عرصه تبلیغ فرهنگی به ویژه به صورت سنتی و حضوری پیشتاز بوده است. اما این واقعیت را باید پذیرفت ارتباطات و تبلیغات در سایه رسانه های  نوین ، کاملا  با آنچه که ما در ارتباطات و تبلیغات در مدل سنتی با آن سرو کار داشتیم، تفاوت دارد.

     طبق فرموده مقام معظم رهبری، شاید بشود گفت امروز روزگاری است که نیاز به تبلیغ از همیشه بیشتر است برای اینکه تبلیغات ضد دینی و ضد اسلامی با استفاده از مدرنترین شیوه ها و اسلوبها توسط قدرتمندان دنیا که ضد اسلام اند، امروز حداکثر رواج را دارد."(حوزه وروحانیت در آیینه رهنمودهای رهبری، ج2 : 97 ).

    امام خمینی(ره) در بیانات و سفارشات خویش به این مهم بسیار توجه داشته و بارها به دامنه دارتر کردن تبلیغات و تصویه آنچه نارواست (امام و روحانیت ص 59 ) ، حجم زیاد تبلیغات و توجه به ایجاد مجامع تبلیغات( تبلیغات از دیدگاه امام خمینی ص 5 )  ، احتیاج به مجامع روضه وتعزیه بیشتر از گذشته ( درسهایی از وصیت نامه امام خمینی،1371: 39 ) اشاره فرمودند، ایشان همواره بر گسترش تبلیغات و اکتفا نکردن به آنچه هست توجه داشته و خواهان افزایش حجم تبلیغات موجود بوده اند، در عین حال که به کیفیت آن نیز توجه داشته اند.

    یکی از کاستی ها در امور تبلیغی این است که شیوه و رویکرد پیامبر اکرم (ص) در میان پاره ای از حوزویان تغییر کرده و به جای اینکه با مراجعه به نیازمندان معرفتی ودینی به طبابت معنوی و دینی بپردازند ، همانند طبیبان جسمانی در دوران معاصر منتظر مانده تا بیماران به مطب آنها مراجعه کنند و پاسخ نیازمندان را بدهند. حال چگونه به درمان و درد آنها توجه کنند، سخن دیگری است. البته نگارنده این آسیب را با کلیت و تعمیم بیان نمی کند. عرصه منبر و تبلیغ روحانیت نیز متاسفانه درگیر آسیبهای فراوانی است که یکی از آنها حضور گسترده طلاب مبتدی و کم مایه بر منابر وعظ و پرداختن به تبلیغ دین و پرهیز برخی از عالمان برجسته از ارشاد مردم و تبلیغ و هدایتگری است. البته این آسیب از برکت انقلاب و گسترش حوزه علمیه قم کاهش پیدا کرده اما هنوز ریشه کن نشده است. هرچند مشاهده می شود که برخی از مراجع تقلید به امر وعظ و خطابه و تبلیغ دین می پردازند ، اما نمونه های قابل توجهی هم دیده می شود که برخی از علما، منبر رفتن را دون شأن خود دانسته و به بهانه تحقیقات و پژوهشهای خود از شرکت در مجامع وعظ و خطابه و تبلیغ پرهیز می کنند. بسیاری از جوانان گلایه می کنند که چرا حوزه به فکر مسائل دینی و شبهات آنان نیست. اکثر مسلمین مسائل دینی و اعتقادی خود را از این جایگاه مقدس دریافت کرده اند و در فرایند طبیعی و انتخابی آزاد و با انگیزه های متعالی به این امر اقدام می نمایند. متأسفانه با اینکه مسئله اداره مجالس دینی و اجتماعات مذهبی، یکی از حساسترین مطالب و بارزترین مشاغل روحانیت است و از نظر واقع برای تصدی این مقام صدها شرط و قید وجود دارد، عملا اصلا تحت شرایط و مقرراتی نیست همه کس با کمال آزادی می تواند وارد این شغل شود و همین آزادی بی قید و شرط و بی بند وبار مقدار زیادی از حساسیت موضوع کاسته و مسئله وعظ و تبلیغ را که بدون شک از مهمترین و شریفترین مشاغل و مناصب است تا سر حد تشکیلات بسیار عادی و همگانی پایین آورده است. کسانی که می خواهند عهده دار چنین سمتی باشند باید از لحاظ علمی و اطلاعات بسیار مایه دار باشند، غیر از بنیه علمی، باید با اسلحه اطلاعات فراوانی از تفسیر قران، احاطه به تواریخ اسلامی، علوم اخلاق ، رجال ،کلام و فلسفه و قسمتی از علوم جدید روانشناسی و بالاتر از همه معارف اجتماعی اسلامی و اطلاع از احتیاجات روز مردم و.... مجهز باشند. با یک دنیا تأسف در وضع موجود، دروازه این تشکیلات برای همه باز است و هر فردی به دلخواه می تواند وارد این سازمان بی در و دربان شود و افکار و مغزهای مردمی را که با یکدنیا علاقه در مجامع و مجالس شرکت میکنند را در اختیار بگیرد، صرفا به دلیل این که صدای خوبی دارد، و افراد دانشمندی که باید از این راه به افکار مردم خدمت کنند، رنجانده و از صحنه تبلیغ بیرون کرده و نمی گذارند انجام وظیفه نمایند. همین نابسامانی ها از دلگرمی و پشتکار محصلین دینی کاسته، و بیم آن میرود نه تنها از حجم نتایج تبلیغات کاسته شده بلکه حتی نتایج معکوس نیز به دنبال داشته باشد. اگر سنجشی به عمل آید و مقدار سرمایه گذار ی تبلیغی دشمن رصد شود، مهمترین شاخصی که دشمن روی آن سرمایه گذاری کرده، کوبیدن روحانیت است. رشد قارچ گونه رسانه های فارسی زبان رقیب، گونه ای از تلاشهای دشمن برای تنگ کردن فضای تبلیغی، و حذف ما از عرصه رسانه های تأثیر گذار است با اینکه رسانه های نوین مقوله ای دینی اند؛ متأسفانه در حوزه علمیه مورد غفلت واقع شده اند. البته در اینجا بحث تنها در کمیت نیست لزوم توجه به کیفیت همچون آگاهی ویژگی های مخاطب، پیام و چگونگی ساخت آن، قالبها و شیوه های جذابتر و مؤثرترکردن، و گزینش نیروهای تبلیغی که از صلاحیتهای علمی و عملی برخوردار باشند نیز به خوبی احساس می گردد . بعلاوه بر اساس گفته امام باید تصویه وسیع و مناسب در نشریات و نوشته های مذهبی صورت گیرد و تعیین حدود شرعی برای کسانی که می خواهند مبلغ یا مؤلف مذهبی باشند و پدید آوردن نشریات لازم وسیع اسلامی متناسب با گروههای سنی لازم می نماید (حکیمی، 1379: 373 ).

    از ضروریترین رسالتهای حوزه علمیه در عصر رسانه طبق فرمایشات مقام معظم رهبری ، تحول در همه عرصه ها به ویژه در عرصه نظام تبلیغی سنتی و رسانه ای است، باید ترتیبی داده شود که طلاب در جریان مسائل قرار گیرند، در شرایط فعلی که میدان تبلیغ اسلام باز است و دست و صدای ما به اقصی نقاط عالم می رسد ، باید برنامه های تبلیغی حوزه قم در رأس و به تبع آن، بقیه حوزه های علمیه با گذشته فرق داشته باشد ( سخنان مقام معظم رهبری، 1375: 269- 300 ).

    در حال حاضر نیاز روحانیت به دگرگونی کامل در سیستم تبلیغی کاملا محرز است. با اینکه این تذکر در صدد نادیده انگاشتن تلاشهایی که در این سالها در این مسیر صورت گرفته نیست. ولی باید دانست تا رسیدن به نقطه مطلوب هنوز فاصله است. گیدنز معتقد است که رویکردهای اعتماد یا عدم اعتماد به نظام های انتزاعی خاص، در معرض تأثیر شدید از تجارب ما در نقاط دسترسی و همچنین دانش های روزی قرار دارند که از طریق رسانه های ارتباطی و منابع دیگر در دسترس آدمهای عادی و نیز متخصصان فنی قرار می گیرد.

    کلمن معتقد است که تغییراتی در رسانه ها در جهت کم شدن اعتماد به وجود آمده است و این امر را در کاهش اعتماد آمریکاییان بزرگسال به نهادها مورد ارزیابی قرار داد. کلمن بیان میکند که رشد و افزایش اعتماد به اخبار تلوزیون و ثبات اعتماد به مطبوعات نشان می دهد که کاهش اعتماد به نهادهای دیگر، ممکن است ناشی از قدرت فزاینده رسانه ها- به ویژه تلوزیون- به عنوان یک تفسیر کننده اطلاعات( برای کسانی که فاقد منابع مشابه هستند) می باشد. به نظر میرسد، رسانه های همگانی به گونه فزاینده ای تبدیل به واسطه می شود که افراد به قضاوتش اعتماد می کنند. پذیرش رسانه ها به منزله واسطه هایی که باید به قضاوت آنها اعتماد کرد باعث شده است در مواردی که رسانه ها توسط دولت کنترل نمی شوند استقلال پرخاشگرانه ای را به نمایش بگذارند. این وضعیت گاهی روزنامه نگاری کاوشگرانه نامیده می شده است. رسانه های همگانی، هنگامی که کاستی های نخبگان مورد اعتماد را آشکار می سازند می توانند مخطبان خود را گسترش دهند (و شاید میزان اعتمادی را که به آنها شده است افزایش دهند) بنابراین آنها به نشان دادن توجه مخصوص به کاستی ها، که منجر به باز پس گیری اعتماد عمومی نسبت به نخبگان می گردد علاقه مندند (کلمن،1377 :296).

     فن آوری های جدید، و به خصوص تلوزیون، نوع جالبی از اعتماد شخصی مجازی را به وجود آورده است: افراد محبوب، چهره های سرشناس، هنرمندان موسیقی پاپ، سیاستمداران مشهور به نظر می رسد که به صورت شخصی و از نزدیک به ما معرفی می شوند. با عبور آنها در خیابان، به سختی می توانیم اشتیاق خود را به سلام کردن و لبخند زدن به آنها کنترل کنیم، گویی اینگونه افراد در ردیف دوستان و آشنایان خوب ما قرار دارند. دایره گسترده تر، اعضای دیگر اجتماعمان را در بر می گیرد که بیشتر آنها را به صورت غیر مستقیم، به واسطه دیدن سیمای شان، و به صورت مستقیم، تنها به واسطه معرفی فردی می شناسیم، (مانند: ساکنین روستای مان، همکاران شرکت مان، اساتید دانشگاه مان، اعضای حزب سیاسی مان). گسترده ترین دایره شامل دسته های بزرگی از مردم می شوند که معتقدیم در برخی چیزها با آنها اشتراک داریم، کسانی که به اصطلاح "دیگران غایب" هستند (گیدنز با همکاری بک ،1994: 89) که مواجه مستقیم با آنها نداریم، و تنها در تخیل مان آنها را به عنوان یک جمع واقعی ساخته ایم (مانند هموطنانمان ،اعضای گروه قومی، مذهبی، نژادی، جنسی، سنی، نسلی و شغلی مان و غیره).. در اینجا اعتماد به اشخاص واقعی به تدریج تبدیل به اعتماد به مقوله های اجتماعی انتزاعی تر می شود.

    اگر رسانه های گروهی به صورت جانبدارنه و با سانسور شدید درگیر کار تلقین و تبلیغات شوند، بی اعتمادی نسبت به روزنامه نگاران و دست اندرکاران امور مربوط به رادیو تلوزیون به وجود خواهد آمد.

    روش تحقیق

    این تحقیق بر پایه رویکرد کمی و به شیوه پیمایشی صورت گرفته است. همچنین از نظر زمانی، جمع آوری داده ها در سال 1391 و در ماه های فروردین، اردیبهشت و خرداد صورت گرفته است. جامعه آماری این تحقیق همه دانشجویان (مشغول به تحصیل در سال 1391) دانشگاه اصفهان که برابر 14503 نفر بوده است. از این تعداد 300 نفر بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری سهمیه ای به عنوان نمونه، انتخاب و با ابزار پرسشنامه و روش مصاحبه حضوری مورد نظر سنجی قرار گرفتند. برای سنجش ضریب پایایی سؤال های تحقیق، از تکنیک آلفای کرونباخ و همچنین برای انجام تحلیل های گوناگون آماری، از نسخه نرم افزاری آماری"spss" استفاده شده است.

    یافته های تحقیق

    وضعیت کلی پاسخگویان؛

    با توجه به نتایج حاصل شده، 61.7 درصد از پاسخگویان زن و 38.3 درصد آنها مرد بوده اند، که از این میان 54.0 درصد آنها بین 25-29 سال و 30.3 درصد بین 20-24 سال بوده اند. که از این میان 86.6 درصد پاسخگویان مجرد و 12.8 درصد متأهل بوده اند. بعلاوه توزیع پاسخگویان بر حسب مقطع تحصیلی به این صورت بوده است که؛ 69.9 درصد از پاسخگویان در مقطع کارشناسی ارشد، 18.6 درصد کارشناسی و 10.8 درصد دکترا و بالاتر بوده اند. و همینطور از بین پاسخگویان 43.8 درصد رشته علوم انسانی، 36.4 درصد علوم پایه، 19.9 درصد فنی مهندسی بوده اند.

     

    گویه های مربوط به تبلیغات علیه روحانیت

    سؤال به این صورت مطرح شده است که هر یک از عوامل زیر تا چه حد در کاهش اعتماد شما به روحانیان مؤثر است؟

    گویه ها

    بسیار کم

    کم

    متوسط

    زیاد

    بسیار زیاد

    مسخره نمودن روحانی در رسانه ها (ماهواره و ....)

    19.0

    16.7

    19.3

    22.3

    22.7

    پخش فیلم علیه روحانی

    16.3

    18.7

    20.0

    26.0

    19.0

    جوک گفتن در مورد روحانی

    16.3

    21.3

    20.0

    25.0

    17.3

    ساخت پیامک علیه روحانیان

    16.7

    20.7

    20.0

    22.3

    20.3

    کسب اطلاعات در مورد روحانیان از طریق اینترنت و وسایل ارتباط جمعی نوین

    12.7

    11.3

    20.3

    25.3

    30.3

    گسترش پخش اطلاعات در مورد روحانیان از طریق رادیوهای خارجی و داخلی

    7.3

    7.7

    17.3

    31.0

    36.7

     

     

     

    گویه های مربوط به اعتماد به روحانیت

    سؤال به این صورت مطرح شده است که؛ تا چه حد با گزاره های زیر موافق هستید( ویا علاقه مند به انجام آن هستید)؟

    گویه ها

    بسیارکم

    کم

    متوسط

       زیاد

      بسیار زیاد

     

    پرداخت خیرات و نذورات به روحانیان

    36.6

    23.0

    20.7

    14.3

    5.7

     

    اطمینان به اقوال ایشان

    21.0

    11.0

    31.0

    27.0

    10.0

     

    هم صحبتی با آنها در خصوص مسائل سیاسی

    23.3

    19.7

    25.0

    23.0

    9.0

     

    مراجعه به آنها برای حل و فصل مشکلات

    18.3

    15.0

    24.0

    33.3

    9.3

     

    پای سخنرانی ایشان نشستن

    25.7

    16.3

    23.3

    25.0

    9.7

     

    عمل به دستورات و گفته های آنان

    24.3

    18.3

    26.0

    24.0

    7.3

     

    اعتقاد و پایبندی به گفته های روحانی

     

    24.0

    14.0

    30.3

    23.0

    8.7

     

    ارتباط صمیمی و نزدیک با روحانیان

     

     

    21.7

    14.7

    22.7

    27.7

    13.3

     

    اطمینان و اعتقاد به نقل فتاوا از جانب روحانیان

     

    22.3

    16.3

    23.3

    25.3

    12.7

     

    عمل به گفته های آنها در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، دینی و مذهبی

     

    26.0

    17.7

    27.3

    22.7

    6.3

     

    در کل اعتماد داشتن به روحانی

    26.3

    12.0

    27.0

    24.0

    10.7

     

    رابطه بین تبلیغات علیه روحانیت و میزان اعتماد به روحانیت

     

     

     

    اعتماد

    جمع

     

    تبلیغات

    بسیار کم

    کم

    متوسط

    زیاد

    بسیار زیاد

     

    بسیار کم

    13.0

    1.7

    3.0

    1.0

    .3

    19.0

    کم

    4.0

    5.7

    5.7

    2.7

     

    18.0

    متوسط

    3.0

    3.3

    8.3

    3.7

    1.0

    19.3

    زیاد

    .3

    3.0

    9.0

    6.7

    1.7

    20.7

    بسیار زیاد

    1.7

    1.7

    7.7

    7.7

    4.3

    23.0

    جمع

    22.0

    15.3

    33.7

    21.7

    7.3

    100.0

     

    از آنجا که هر دو متغیر تبلیغات علیه روحانیت و اعتماد از نوع رتبه ای هستند و درجه آزادی برابر یک می باشد، آزمون مناسب در اینجا آزمون کندال b می باشد. مقدار آماره آزمون برابر 449/0 و سطح معناداری (sig) برابر صفر می باشد. از آنجا که سطح معناداری کمتر از حد مجاز یعنی 5/0 می باشد لذا فرضیه تحقیق تایید می شود به عبارت دیگر هر چه میزان تبلیغات علیه روحانیان بیشتر باشد، میزان اعتماد به  آنها  نیز کاهش خواهد یافت و بالعکس،که برای درک بهتر خوانندگان به صورت جدول در زیر ارائه شده است.

     

     

    وضعیت فرضیه

    سطح معنی داری(sig)

    نوع آزمون

    آماره آزمون

    فرضیه

    تأیید شد

    000.

    Kendall's tau-b

    .449

    تبلیغات علیه روحانیت-کاهش اعتماد به روحانیت

     

    جمع بندی و نتیجه گیری

    روحانیت به عنوان یک گروه اجتماعی مستقیما در معرض تبلیغات دشمنان قرار دارد و تخریب و تضعیف این گروه از مهمترین اهداف تبلیغاتی است. این هدف ممکن است به شکل های مختلفی درآید که باید نسبت به آنها آگاه بود. برخی برخی از موارد اشاره شده از سوی امام خمینی که در آن حمله تبلیغاتی دشمنان به سمت روحانیت را ذکر کرده اند عبارتند از: تبلیغات دامنه دار بر ضد روحانیت (روحانیت طلایه دار اسلام فقاهت از دیدگاه امام خمینی، ص 21؛ امام و روحانیت ص 220). شایعه سازی (روحانیت طلایه دار اسلام فقاهت از دیدگاه امام خمینی، صفحات 61-62). ایجاد سوء ظن و بد بینی (امام و انقلاب فرهنگی، ص 49-50). هدف اجانب روحانیت و قران است (روحانیت طلایه دار اسلام فقاهت از دیدگاه امام خمینی ؛ ص19). از بین بردن نفوذ روحانی، از بین بردن حیثیت روحانی (روحانیت طلایه دار اسلام فقاهت از دیدگاه امام خمینی، ص 18-30؛ امام و روحانیت ص 136-139و 397).

    جدا کردن روحانیت از سیاست، تبلیغ جدایی دین از سیاست (به ویژه بین طلاب جوان) (روحانیت طلایه دار اسلام فقاهت از دیدگاه امام خمینی، ص34-36).  تبلیغ تز اسلام منهای روحانیت (امام و روحانیت، ص 288؛ نقش روحانیت در اسلام ص 45-46و ص 52-53).

    تاکتیک تضعیف اسلام و مقابله با آن ؛ در برخی موارد دشمنان مستقیما اسلام را مورد نطر دارند و تضعیف آن را به عنوان هدف خود تعریف کرده اند. در چنین مواردی دیگر هدف فرد یا گروه های خاصی نبوده بلکه کلیت اسلام به عنوان یک مکتب مورد نظر است. موارد ذکر شده از طرف امام خمینی عبارتند از: نشان دادن اسلام غیر از آن چیزی که هست (نقش روحانیت در اسلام، ص 57). تبلیغات علیه اسلام نه افراد (روحانیت طلایه دار اسلام فقاهت از نظر امام خمینی، ص19). زدن برچسب ارتجاع و ارتجاعی بودن اسلام، مرتجع و کهنه پرست معرفی کردن روحانیون (روحانیت طلایه دار اسلام فقاهت از دیدگاه امام خمینی، ص 41-44؛ امام و روحانیت، 117-118؛ نقش روحانیت در اسلام، ص 21).

    تبلیغ اینکه اسلام توانایی اداره کشور را ندارد (نقش روحانیت در اسلام، ص69). همه مخالفت ها با اسلام است نه با روحانی (روحانیت طلایه دار اسلام فقاهت از دیدگاه امام خمینی، ص 17و19؛ امام و روحانیت، ص42).

    تاکتیک القای ناتوانی و ناکارآمدی نظام اسلامی و مقابله با آن، از بین بردن اعتماد به نفس و القای ناتوانی در اداره امور کشور و یا القای ناتوانی در مقابله با ابرقدرتها از دیگر اهداف تبلیغاتی بیگانگان و دشمنان انقلاب است. برخی موارد اشاره شده از طرف امام خمینی در این باره عبارتند از:

    باور اینکه با ابر قدرتها نمی توان مقابله کرد (امام و انقلاب فرهنگی، ص41).

    القای ناتوانی اسلام در اداره مملکت (تبلیغات از دیدگاه امام خمینی، ص 29).

    در نهایت توضیح این نکته ضرورت دارد که از نظر امام خمینی بعد از انقلاب اسلامی ایران، هجوم تبلیغاتی بیگانگان بیش از هجوم تسلیحاتی آنان بوده است و لذا مقابله با این تبلیغات اولویت بالاتری از مقابله تسلیحاتی دارد. این هجوم تبلیغاتی با هدف نهایی ایجاد آشفتگی و از میان بردن انقلاب اسلامی صورت می گیرد که لازم است با ابزار تبلیغی به مقابله و مقاومت و خنثی کردن تلاش تبلیغاتی آنان مبادرت کرد.

     در پژوهشی که، دیدگاه روحانیان (طلاب) درباره قابلیت و ظرفیت تلویزیون برای تبلیغ دین انجام گرفت، نتایجی مشابه پژوهش حاضر حاصل گشت. به این ترتیب که برنامه های تلوزیونی سبب کاهش حضور مردم در مسجد می شود که خود سبب کاهش گرایش مردم به روحانیت می شود، و همینطور تلویزون به راحتی می تواند جای تبلیغات سنتی روحانیان را گرفته و مانع حضور مردم پای منبر، هیئت های عزاداری و تقید به مسجد شود. بعلاوه بازی در نقش روحانی در فیلم ها را باعث افزایش گرایش مردم به روحانیت می داند. بنابراین، پدیده ای که چندی است در سیاست برنامه های مذهبی تلویزیونی قرار گرفته که در فیلم ها و سریال ها، از نقش روحانی استفاده می شود، با استقبال و نظر مثبت کمتر از نیمی از روحانیون روبه رو بوده است. 

    همینطور در پژوهشی دیگر که مصرف رسانه های ارتباط جمعی و رابطه آن با اعتماد اجتماعی ارزیابی شد تا حدودی نتایج پژوهش حاضر را تایید می کند، مصرف رسانه های خارجی، رابطه منفی و رسانه های داخلی، رابطه مثبت با اعتماد نهادی دارند. شدت رابطه رسانه های خارجی، به خصوص ماهواره، نسبت به رسانه های داخلی با اعتماد نهادی بیشتر است. ماهواره، در بین خارجی ها و رادیو (با این که تلویزیون میزان مصرف بیشتری داشته است)، در بین داخلی ها با تعداد بیشتری از نهادها از لحاظ اعتماد در رابطه است.                                                                                                                                                    

     

    منابع و مآخذ

    -        ارزش ها و نگرش های ایرانیان (1380)، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

    -        امام و انقلاب فرهنگی(1360)، تهران، انتشارات دفتر تحکیم وحدت.

    -        امام و روحانیت(1362)، گردآوری توسط دفتر سیاسی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی.

    -        اوفه، کلاوس (1384)، چگونه می توان به شهروندان اعتماد داشت، به کوشش کیان تاجبخش، ترجمه افشین خاکباز و حسن پویان، تهران: انتشارات شیرازه.

    -        بهزاد، داوود(1381)، بررسی ارتباط بین اجزاء، سطوح و ابعاد ساختار اعتماد اجتماعی در بین خانوارهای شهر سنندج، رساله کارشناسی ارشد برنامه ریزی و پیشگیری از آسیب های اجتماعی، دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی تهران.

    -        تبلیغات از دیدگاه امام خمینی(ره) (1379)، تهیه و تنظیم رسول سعادتمند، قم؛ یاقوت.

    -        چلبي، مسعود(1375)، جامعه شناسي نظم، تشريح و تحليل نظري نظم اجتماعي، تهران نشر ني .

    -        حوزه و روحانیت در آیینه رهنمودهای مقام معظم رهبری (1375) جلد دوم، سازمان تبلیغات اسلامی ،دفتر مقام معظم رهبری( مدیریت ویژه نشر آثار).

    -        حکیمی، محمدرضا(1379)، تفسیر آفتاب ،نگرشی به رسالت اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

    -        درسهایی از وصیت نامه امام خمینی(ره)، توسط سید شفیعی مازندرانی، قم، معارف، 1380.

    -        روحانیت و حوزه علمیه از دیدگاه امام خمینی(1374)، تهران آثار موضوعی دفتر دهم، ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، چاپ سوم، نشر عروج.

    -        روحانیت طلایه دار اسلام فقاهت از دیدگاه امام خمینی(1361)، گرآوری: واحد بررسی و پژوهش های علمی انتشارات میقات.

    -        زتومکا، پیوتر(1384)، اعتماد یک نظریه اجتماعی، ترجمه فاطمه گلابی، تهران : انتشارات شابک.

    -        زتومکا، پيوتر(1386)، ترجمه غلامرضا غفاري، اعتماد (نظريه هاي جامعه شناختي )، چاپ اول انتشارات شيرازه.

    -        سام دلیری، کاظم، بررسی عوامل مؤثر بر کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت ایران (بررسی موردی شهر آمل)، پایان نامه دکتری دانشگاه تربیت مدرس، 1398.

    -        سازمان ملی جوانان (1380)، وضعیت و نگرش جوانان ایرانی ،گزارش نهایی، نتایج پژوهش گرح مشاوره ملی جوانان، تهران: نسل سوم.

    -        سنجش میزان منزلت اجتماعی نظامیان ایران (1386)، اداره کل مطالعات دفاعی وزارت دفاع.

    -        شارع پور، محمود(1380)، فرسایش سرمایه اجتماعی و پیامدهای آن، تهران: نامه انجمن جامعه شناسی، شماره3.

    -        صادقی، ستار(1388)، سنجش اعتماد اجتماعی و بررسی عوامل مؤثر بر آن در مراکز شهرستان های استان چهار محال و بختیاری، پایان نامه دکتری دانشگاه اصفهان.

    -        ضمیری، مناسبات روحانيت و نسل جوان( مجموعه مقالات )، جلد اول تا چهارم،  مهر ماه 1388، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول زمستان 1388 .

    -        غفاری، غلامرضا و عادل ابراهیمی لویه (1384)، جامعه شناسی تغییرات اجتماعی، تهران نشر آگرا و لویه.

    -         امیرکافی، مهدی(1375)، اعتماد اجتماعی، پایان نامه ارشد جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی.

    -        کلمن، جیمز (1377)، بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجه منوچهر صبوری، نشر نی.

    -        گیدنز، آنتونی (1378)، سیاست، جامعه شناسی و نظریه اجتماعی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.

    -        گیدنز، آنتونی (1377)، پیامدهای مدرنیت، ترجمه محسن ثلاثی ،تهران: نشر مرکز.

    -        نقش روحانیت در اسلام(1366)، مجموعه سخنرانی های امام خمینی (ره)، قم، دارالفکر.

    -        یافته های پیمایش در 28 استان کشور، ارزش ها و نگرش های ایرانیان، موج دوم 1382

    -        یوسفی، علی(1385)، انسجام اجتماعی در ایران ،بخش نظری، زیر نظر دکتر حسین بشیریه، مجموعه کاوش، ش4، وزارت کشور، طرح ملی سنجش وفاق اجتماعی(انسجام اجتماعی ایران).


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :